تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
اينكه ما بيائيم و امورى كه موافق دلخواه ماست و منطبق بر تمايلات نفسانى و لذّت‌هاى نفسانى است به خود نسبت دهيم و امورى كه موافق با خواست ما نباشد و نسبت به آنها اكراه و تنفّر و اشمئزاز داريم به خدا و تقدير و مشيّت او نسبت دهيم و بدين وسيله خود را از عذاب وجدان رها نموده و نيز در مقابل مردم از وجهه و شؤونات و شخصيّت خود دفاع كنيم و عدم وصول به خواست‌هاى نفسانى را گرچه در قالب رنگ و بوى تكاليف و اطاعت اوامر و نواهى پروردگار باشد ، از خدا بدانيم ، ناشى از انانيّت نفس ما و غفلت از حقائق و فرو رفتن در شهوات و اميال نفس است . كسى كه بدى و خلاف توقّع را به بهانه برهان توحيد افعالى از خدا مىداند به طريق اولى چرا امور موافق طبع و وصول به توقّعات نفسانى را از خدا نمىداند ؟ و گرچه به حسب ظاهر براى خالى نبودن عرصه چند كلمه‌اى نه از روى ادب و اظهار مطلب واقع بلكه براى كسب محبوبيّت در بين مردم و التذاذ نفس ، موفّقيّت را به خدا و عوالم ربوبى نسبت دهد ، باز در باطن و ضمير خود را در اين موفّقيّت‌ها مستقلّ مىداند و براى خود در اين امور حساب خاصّ باز مىنمايد و در ضمير و سّر و سويداى خود سرمست از بادهء پيروزى به جشن و پايكوبى مىپردازد و خدا و عالم امر و ملائكه و مدبّرات را يكسره به دست نسيان مىسپارد . امّا همين كه به ناگاه ورق برگشت و كام به ناكامى مبدّل شد و خواست‌ها و توقّعات يك‌مرتبه به نااميدى و يأس بدل گشت و ديگر روزنه اميد و وصول به اميال نفسانى از ميان رخت بربست ، مىبينيم كه فريادش به آسمان چهارم مىرسد و به زمين و زمان سّب و ناسزا مىگويد و همه را مورد اتّهام و تقصير قرار مىدهد و همه زلّات و خطاها را به گردن ديگران مىاندازد و خود را از اين عرصه بيرون مىكشد و نفس خود را در نزد ديگران تنزيه و تبرئه مىكند و بالأخره به سراغ خداى متعال رفته و گريبان او را گرفته هرچه از نقص و فتور و
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 96 | السيد محمد محسن الطهراني