شيطنت و دسيسهها و مكر و حيلههاى ابوسفيانها و ابوجهلها از ناحيه عطاء و لطف پروردگار است ؛ هم اعمال و رفتار و رنجها و مصائب أمير مؤمنان علىبن أبىطالب عليه السّلام پس از وفات رسول اكرم و هم غصب خلافت و مكر و خيانت ابوبكر در غلبه بر حكومت مسلمين هر دو از ناحيهء عطاء و جود و بخشش خداى متعال است و بدون اراده و خواست خداى متعال اين ابوبكر غاصب به اندازه سر سوزنى نمىتوانست قدمى از قدم بردارد و بر كرسى خلافت تكيه زند و حقّ را از صاحب حقّ و اولى بدان بربايد . و نيز همين طور حكومتهاى جائره در طول تاريخ و رفتارهاى صالح و زيباى صالحان همه و همه در گرو اراده و مشيّت ذات اقدس حقّ رقم مىخورد ، در عين واقعيّتِ اختيار و وجود خارجى اراده و انتخاب و گزينش يكى از دو طرف مسير .
اشعار جناب مولانا در نفى جبر و اثبات جبّاريّت حق تعالى
مولانا جلال الدين رومى - رضوان الله عليه - مىفرمايد :
اين نه جبر اين معنى جبّاريست * ذكر جبّارى براى زارى است
زارى ما شد دليل اضطرار * خجلت ما شد دليل اختيار
گر نبودى اختيار اين شرم چيست ؟ * وين دريغ و خجلت و آزرم چيست ؟
زجر استادان و شاگردان چراست * خاطر از تدبيرها گردان چراست
ور تو گويى غافلست از جبر او * ماه حقّ پنهان شد اندر ابر او
هست اين را خوش جواب ار بشنوى * بگذرى از كفر و در دين بگروى