ذات بيشتر در عالم وجود محقّق نيست و تمام آثار و تراوشات ناشى از آن چيزى جز ظهور و بروز و تعيّنات همان ذات واحد نمىباشد .
هر ذات و صفت و فعلى در نفس وجود خويش قائم به ذات و وصف و ارادهء حق تعالى است
بنابراين به مقتضاى برهان فلسفى و نيز آيات الهى چنانچه مذكور شد هر ذات و صفت و فعلى كه در عالم وجود صورت تحقّق مىيابد در نفس وجود خود قائم به ذات و وصف و ارادهء حق تعالى است و در اين مَوْقِف هيچ فرقى بين افعال غير اختيارى با اختيارى و ارادى نمىباشد .
در مثال درخت سيب عرض شد كه نسبت ميوه سيب چه به درخت داده شود و چه به ذات اقدس هر دو يكى است بلكه نسبت آن به پروردگار واقعتر و اصيلتر و حقيقىتر است و به عبارت ديگر نسبت انتاج به ذات پروردگار بالاصاله و به درخت بالتّبع و بالعرض است . و اين چنين است اين انتساب در افعال اختيارى اعمّ از ملائكه و شياطين و جنّ و انسان ، زيرا بر اساس اين برهان هر فعل و عمل خارجى به خداى متعال منتسب است و اختيار نيز خود يك فعل و عمل موجود و متعيّن خارجى است و از اين دائره نمىتواند بيرون باشد و استثناء در احكام و نتائج براهين عقلى راه ندارد . در آيه شريفه مىفرمايد :
قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ ، وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُون [ 1 ]
« آيا بت و صنمهائى را كه با دست خود تراشيدهايد عبادت مىكنيد ؟ درحاليكه خداوند هم شما را و هم آنچه را كه ساخته و پرداختهايد خلق نموده است ، يعنى محصولى كه از اين عمل به دست آمده است كه نتيجهء اراده و خواست شما و حركت دستها و جوارح شما است مخلوق خدا و زائيدهء مشيّت و ارادهء او است حال چگونه آن را در كنار خدا قرار داده و خدا را فراموش كردهايد ؟ »
در آيه ديگر نيز مىفرمايد :
هامش
[ 1 ] - سوره الصّآفّات ( 37 ) آيه 95 و 96 .