وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيما . [ 1 ]
در اين آيه مشيّت و خواست انسان متأخّر از مشيّت خداوند و معلول آن ذكر شده است نَه علّت آن و نه در كنار آن . و اين تأخّر نه تأخّر زمانى بلكه تأخّر رُتبى و عِلّى است .
عدم فرق بين افعال اختيارى و غير اختيارى در انتساب به حق تعالى
اختصاص افعال غير اختيارى به پروردگار مثل صاعقه و زلزله و مرگ و زندگى و گردش مهر و ماه و باران و انتاج درختان و خارج ساختن افعال و كردار اختيارى از اين دائره و نسبت دادن آنها به اشخاص و موجودات داراى شعور و ادراك و اراده موجب اعتقاد به وجود دو اصل قديم ، و محدوديّت ذات اقدس حقّ در حيطه وجودى خويش و نفى صرافت و بساطت وجود از ذاتش و در نتيجه قول به تركيب و فقر و احتياج در ذات پروردگار و خروج از وجوب ذاتى به امكان ذاتى او خواهد بود .
بنابراين مسأله اختيار مثل ساير مسايل و پديدهها و امور خارجى منحصراً به ذات پروردگار برمىگردد و هيچ ذاتى در پيدايش و خلق او به اندازهء سر سوزنى نمىتواند دخالت داشته باشد .
ناگفته نماند كه اين مسأله با مسأله جبر به طور كلّى در تعارض و تناقض است . در مسأله جبر ، انتخاب دو طرف وجود و عدم راه ندارد مثل ثمر دادن درخت سيب و غيره امّا در مسأله اختيار ، نفس اختيار يعنى باز بودن و قابل اجراء بودن و عدم مانع براى انجام دو طرف صورت مسأله چنانچه در آيات قرآن كريم به اين شاخصه تصريح مىفرمايد :
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْديكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبيدِ . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] - سوره الإنسان ( 76 ) آيه 30 .
[ 2 ] - سوره آل عمران ( 3 ) آيه 182 ؛ و سورهء الأنفال ( 8 ) آيه 51 .