تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
از و هر عالمىچون سوره‌اى خاصّ * يكى زان فاتحه ديگر چو إخلاص [ 1 ]
اينجاست كه مسألهء توحيد با مقابل آن ، در يك نظر جدا و متميّز مىشوند : اگر به موجودات عالم كه داراى معناى حرفى هستند ، به نظر استقلال بنگريم ، و آنها را داراى وجود حقيقى بدانيم ، همان معناى نسبت حرفى در نظر ما تبديل به حقيقت شده ؛ و لفظ مِنْ معناى ابتداء را پيدا كرده ؛ و در برابر وجود حقّ و ذات أقدس مطلق او ، موجودى را جدا و منحاز قرار داده‌ايم ؛ و وجود أقدس حقّ را بدين موجود ، محدود و متعيّن نموده‌ايم . و امّا اگر معناى حرفى را به جاى خود گذارديم ؛ و تعدّى و تجاوز در مفهوم و پيكرهء آن نكرديم و لباس استقلال در برش ننموده ، به خلعت أصالت مخلّع ننموديم ؛ در اينجا اين موجود حادث را آيه قرار داده ؛ و از اين دريچه به ذات أقدس حقّ تماشا كرده‌ايم و جمال و كمال و حسن و زيبائى و علم و قدرت او را از آئينهء اين موجود نگريسته‌ايم . آرى هر موجودى از موجودات آيهء خداست ؛ و تمام عالم هستى آيات خدا هستند . آيه به معناى علامت و نشان و نشان دهنده است . آب زلال و صافى آيه است ؛ چون صورت و عكس درختان را در خود منعكس مىكند . آئينه آيه‌اى براى جمال و صورت شخصى ناظر در آن است كه : بدون هيچ كمى و فزونى ، و بدون هيچ تصرّفى از آن حكايت مىكند . آئينه از خود چيزى ندارد ؛ فقط و فقط حيثيّت و نقش آن حيثيّت إرائه و نشان دادن است ، هر چه پاكتر و صاف‌تر باشد ، خصوصيّات صورت منعكس در خود را بهتر بازگو مىكند . صورت مشاهَد در آئينه به حمل هُوهُو ، همان صورت منعكس در آن است ؛ و مىتوانيم بگوئيم : اين صورت به تمام معنى ، مِثل و مِثال و شمايل شخص ناظر در آن است و با هُوهُو ، ولى نه به نحو حمل أوّلى ذاتى كه اتّحاد در ماهيّت باشد كه نتيجه‌اش اتّحاد صورت
هامش
[ 1 ] - از أبيات عارف عالى مقدار شيخ محمود شبسترى ، در « گلشن راز » است .