تو ز قرآن باز خوان تفسير بيت * گفت ايزد ما رميتَ إذ رميت
گر بپّرانيم تير آن كى زماست * ما كمان و تير اندازش خداست
* * *
گر به جهل آييم آن زندان اوست * ور به علم آئيم آن ايوان اوست
ور به خواب آييم مستان وئيم * ور به بيدارى به دستان وئيم
ور بگرييم ابر پر زرق وئيم * ور بخنديم آن زمان برق وئيم
ور به خشم و جنگ عكس قهر اوست * ور به صلح و عذر عكس مهر اوست
ما كئيم اندر جهان پيچ پيچ * چون الف كو خود چه دارد هيچ هيچ [ 1 ]
بر اين اساس ذات اقدس حقّ همچنان كه در وجود و هويّت خود متفرّد به وحدت و يكتائيّت است در تفرّد به اسماء و صفات و افعال و اراده نيز متّصف به همان صفت وحدت و مستقلّ در آن است . و لذا تمامى اشياء عالم آينهء جمال و جلال او هستند و همگى از او نشان و حكايت و اشارت دارند و اگر به اندازهء ذرّه مثقالى از خود وجود استقلالى و صفت استقلالى و فعل استقلالى داشتند ديگر آن مظهريّت و ارائه حقيقت ربطيّه باطل مىگشت و حدّ و مرزى در وجود بالصّرافه و اطلاقى حضرت حقّ پديد مىآمد و اين مساوى است با ثنويّت و
هامش
[ 1 ] - مثنوى معنوى ، دفتر اوّل .