تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
تركيب و احتياج ذات پروردگار .

كلام حضرت علّامه طهرانى رضوان الله عليه در حقيقت توحيد افعالى از كتاب توحيد علمى و عينى

در اينجا بسيار مناسب و بجا مىبينم كه پاره‌اى از بيانات و فرمايشات حضرت والد - روحى له الفداء - را كه در كتاب « توحيد علمى و عينى » در تذييل خود بر فرمايشات اساطين حكمت و عرفان آورده‌اند بياورم تا حقيقت مسأله توحيد افعالى بيشتر و بهتر واضح و آشكار شود : و بنابراين جميع موجودات عالم از اسماء و صفات عاليّه و كلّيّه گرفته تا كوچكترين اسم از أسامى جزئيّه ، همگى تعيّنات حقيقت وجود و ظهورات آن مىباشند . و به عبارت ديگر همه و همه معانى حرفيّه هستند كه از خود أصالتى و استقلالى ندارند ، و از خود بروز و ظهورى ندارند . آنچه دارند از معنا و مفهوم ، در سايهء خداست و در پرتو خداست . آنها حالات و كيفيّات و أطوار و شؤون متعلّقات خود را نشان مىدهند ؛ و اگر به قدر سر سوزنى از اين تعلّق و بستگى دست بردارند ، وجود مستقلّ مىگردند ؛ و تبدّل و تغيّر در حقيقتشان پيدا مىگردد . و در اين صورت خُلف لازم مىآيد . زيرا گفتيم كه : معانى حرفيّه غير از تعلّق و ارائهء غير ، و عدم استقلال در معنى و مفهوم ، چيزى ندارند . در معناى سِرْتُ مِنَ الْبَصْرَة إلَى الْكُوفَة ، لفظ مِنْ فقطّ معناى ربطى دارد . يعنى حالت و كيفيّت سير را بيان مىكند كه از بصره شروع شده است ؛ و ابتداى آن بصره بوده است . و تا وقتى كه به لفظ مِنْ با اين معنى و مفهوم ، يعنى إرائهء ابتدائيّت سير از بصره ، و إبراز و انكشاف كيفيّت سير كه از بصره بوده است ، نظر نموديم ؛ كاملًا معناى صحيح و درستى را به دست مىآوريم . و ليكن اگر به كلمهء مِنْ با نظر استقلال نگريستيم ؛ و در آن معناى ابتدائيّت را مستقلًا ديديم ؛ ديگر معناى أوّل را نمىفهماند ، و نشان نمىدهد كه : ابتداى سير ما از بصره بوده است . و علاوه در جملهء ما ايجاد خَلَل مىنمايد ؛ زيرا معانى مستقلّه بدون ربط و ارتباط وارد مىشود ؛ و جمله بدين صورت درمىآيد : سِرْتُ الابتداء البصرة
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 82 | السيد محمد محسن الطهراني