ما كه باشيم اى تو ما را جان جان * تا كه ما باشيم با تو در ميان
ما عدمهائيم هستىها نما * تو وجود مطلق و هستىّ ما [ 1 ]
ما همه شيران ولى شير علم * حملهشان از باد باشد دم به دم
حملهشان از باد و ناپيداست باد * جان فداى آنكه ناپيداست باد [ 2 ]
باد ما و بود ما از دادِ تست * هستى ما جمله از ايجاد تست
* * *
اشعار جناب مولانا در حقيقت توحيد افعالى
ما نبوديم و تقاضامان نبود * لطف تو ناگفته ما مىشنود
نقش باشد پيش نقّاش و قلم * عاجز و بسته چو كودك در شكم
پيش قدرت خلق جمله بارگه * عاجزان چون پيش سوزن كارگه
گاه نقش ديو و گه آدم كند * گاه نقش شادى و گه غم كند
دست نى تا دست جنباند به دفع * نطق نى تا دم زند از ضرّ و نفع
هامش
[ 1 ] - تو وجود مطلقى فانى نما - نسخه بدل .
[ 2 ] - آنكه ناپيداست از ما كم مباد - نسخه بدل .