تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
ما كه باشيم اى تو ما را جان جان * تا كه ما باشيم با تو در ميان ما عدمهائيم هستىها نما * تو وجود مطلق و هستىّ ما [ 1 ] ما همه شيران ولى شير علم * حمله‌شان از باد باشد دم به دم حمله‌شان از باد و ناپيداست باد * جان فداى آنكه ناپيداست باد [ 2 ] باد ما و بود ما از دادِ تست * هستى ما جمله از ايجاد تست
* * *

اشعار جناب مولانا در حقيقت توحيد افعالى

ما نبوديم و تقاضامان نبود * لطف تو ناگفته ما مىشنود نقش باشد پيش نقّاش و قلم * عاجز و بسته چو كودك در شكم پيش قدرت خلق جمله بارگه * عاجزان چون پيش سوزن كارگه گاه نقش ديو و گه آدم كند * گاه نقش شادى و گه غم كند دست نى تا دست جنباند به دفع * نطق نى تا دم زند از ضرّ و نفع
هامش
[ 1 ] - تو وجود مطلقى فانى نما - نسخه بدل . [ 2 ] - آنكه ناپيداست از ما كم مباد - نسخه بدل .