پر واضح است كه فعل إماته و ميراندن تعدّد برنمىدارد و يك فعل واحد است و طبق آيات شريفه فاعليّت حقيقى يا بايد به خدا نسبت داده شود و به ديگران مجازاً ، و يا به حضرت عزرائيل و به دو طرف ديگر مجازاً ، و يا به ملائكه نسبت داده شود و به عزرائيل و خداى متعال مجازاً ، و اگر قرار باشد از اين سه دسته يكى لايق انتساب حقيقى باشد و ديگران مجازاً آن فرد كسى جز خداى متعال نخواهد بود درحاليكه مسأله إماته حضرت عزرائيل و ملائكه تحت فرمان او براى همه اديان الهى از روز روشنتر است . خوب علاج اين مشكل را در كجا بايد جست ؟ و جز پذيرفتن مبانى مكتب توحيد راه و چارهء ديگرى براى ما باقى مىماند ؟ و آيا كتاب الهى براى تبيين و تفسير توحيد افعالى مسير و راهى صريحتر و گوياتر از اين آيات مىتواند ارائه دهد ؟
در اين آيات به طور صريح و آشكار اصل فاعليّت در اماته را به ذات اقدس پروردگار نسبت داده و از حضرت عزرائيل و ملائكه مقرّب به عنوان مظاهر اين فاعليّت ياد مىكند چنانچه همين نكته دربارهء خود جناب عزرائيل با ساير ملائكه صادق مىباشد . پس در اينجا فقط يك اراده و يك مشيّت و يك خواست و يك علم و يك حيات و يك قدرت و يك إعمال و يك فاعل و يك مريد و يك مختار و يك مُبرِز و يك مُظهِر بيش نيست و باقى همه و همه ظهور او و تجلّى او و مَظْهَر او مىباشند نه اينكه او دستور دهد و جناب عزرائيل انجام دهد و يا عزرائيل امر كند و ساير ملائكه به فعليّت برسانند ، زيرا اين مسأله با صريح آيات منافات دارد .
براى تقريب و تشبيه مطلب از جهتى مىتوان به انتساب فعل به انسان و اعضاء و جوارح او استناد نمود ، مثلًا در فعل و عمل خارجى نفس مثل رؤيت ، آن كه حقيقتاً و واقعاً پديدهء ديدن به او منتسب مىباشد خود انسان است و در اين انتساب هيچ شكّ و ترديدى راه ندارد فلذا مىگوئيم : ما ديديم و فلان كس
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٧٢