تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
آن چيز را مشاهده كرد ، و همينطور در عين انتساب اين عمل به خود انسان و نفس او حقيقتاً مىتوان اين عمل را به چشم كه عضوى است مادّى از اعضاء بدن آدمى استناد نمود بدون هيچ گونه مجاز و تعارف و اهمال ، و واقعاً مىگوئيم : چشم فلانى نمىبيند و يا چشم من بسيار خوب و روشن اشياء دور را تشخيص مىدهد . و در اين انتساب به هيچ وجه مسامحه و عنايتى را به كار نمىبنديم حتّى اطفال كه هيچ گونه آشنايى با طرق محاوره و كنايات و مجازات ندارند صراحتاً با همان فطرت دست نخوردهء خويش به ايراد اين گونه تعابير مبادرت مىورزند . همين طور انتساب اين فعل است به اعصاب مغز و سلولهاى بينائى كه آن نيز گرچه از احساس و ادراك مردم خارج است ولى افراد خبير و پزشكان چشم و مطّلعين بر آناتومى مغز قطع و يقين به اين مطلب دارند و اين گونه مسائل از جمله بديهيّات اوّليّه مسايل پزشكى به شمار مىرود .

كيفيّت انتساب افعال به بارى تعالى و معدّات خارجيه در آنِ واحد

حال توجّه به اين نكته حياتى و محورى در همين مثال ، انسان را به سرّ و رمز استناد در كيفيّت انتساب افعال به خداى متعال آشنا مىسازد . قطعاً و يقيناً كيفيّت انتساب اين عمل ( رؤيت اشياء ) به نفس آدمى با كيفيّت استناد آن به چشم متفاوت است زيرا نفس آدمى ، حقيقتى مجرّد و عارى از مادّه و حوادث مادّه مىباشد و آن موجودى است داراى شعور و عقل و ادراك و اختيار و اراده كه همان حقيقت آدمى و هويّت او را تشكيل مىدهد و قطعاً اين رؤيت نمىتواند يك رؤيت مادّى و فيزيكى باشد بلكه يك حقيقت مجرّدهء علميّه قائم به نفس است كه از آن به معلوم بالذّات تعبير مىكنند . و اما كيفيّت اين انتساب به خود چشم قطعاً يك كيفيّت ظاهرى و مادّى است كه به واسطه انعكاس نور از برخورد با اشياء در قرنيه و سپس به شبكيّه و از طريق ماكولا به مغز انجام مىپذيرد و اين پديده كاملًا با پديدهء ادراك نفس متفاوت و از دو مقوله است .