خصوص در مسأله خنديدن و گريه كردن مانند فاعليّت بالتسبيب است و فقط نقش خداى متعال در اين وقايع نقش مهيّا كردن و زمينه و بستر را فراهم نمودن و يا به تعبيرى مانع را از سر راه برداشتن و همچون سلاطين و حكّام امر و نهى نمودن است ؟ و در هلاكت اقوام گذشته فاعل حقيقى همان صاعقه و باد و طوفان و زلزله و عوامل مادّى است و خداى متعال فقط دستور دهنده و آمر است ؟ اگر چنين است پس اين همه تأكيد بر انحصار فاعليّت در ذات خود چه معنا و مفهومى خواهد داشت ؟ خوب معلوم است كه نطفهاى كه در رحم بسته مىشود خداوند متعال علل معدّهء او را از اوّل پيدايش عالم خلقت به وجود آورده و ديگر نيازى به اين كيفيّت بيان و تصريح نبود و همه اين مطلب را مىدانستند و از همه عجيبتر مسأله خنده و گريه چه ربطى به فاعليّت پروردگار دارد ؟ آنها معلول امورى عادى و طبيعى بوده و كى و از كجا انسان مدخليّت ذات پروردگار را در اين قضيّه احساس مىكند ؟ و اگر خداى متعال در سلسلهء ايجاد اين حوادث به عنوان يك فاعل مجازى مطرح است كه نقش آن چندان اهمّيّتى در بروز اين حادثه نمىتواند داشته باشد درحاليكه در اين سلسله وسائط و علل قويمترى نسبت به پيدايش آن دخالت داشته ، آيا طرح اين مسأله از مثل حكيم و عليمى چون ذات اقدس الهى زيبنده مىباشد ؟
در آيه شريفهء ديگر مىفرمايد :
وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئا . [ 1 ]
« و خداست آن ذاتى كه شما را از شكم مادرانتان خارج ساخت درحاليكه چيزى نمىدانستيد . »
مگر خروج طفل از رحم مادر به واسطه علل و اسباب طبيعى نيست ؟
هامش
[ 1 ] - سوره النّحل ( 16 ) صدر آيه 78 .