و اما كيفيّت استناد رؤيت به اعصاب مغز نيز با چشم متفاوت است زيرا تغييرات و تحوّلات در سيستم عصبى چشم و پس از آن در خود مغز كاملًا با دريافت تصوير از قرنيه و انعكاس آن در شبكيّه فرق مىكند ، با اين حال به همان كيفيّتى كه ما رؤيت را به چشم منسوب مىكنيم به سلسلهء اعصاب و مغز منسوب مىنمائيم .
در اينجا ملاحظه شد كه با اين كه عمل رؤيت يك عمل واحد و يك مفهوم واحد است ، امّا در سه نقطه كاملًا با يكديگر متفاوت مىباشد و هر كدام از اين نقاط جايگاه خاصّ خود را در انتساب اين پديده نسبت به خود دارد و هيچ خلل و نقصانى در اين بين در ارتباط اين پديده با هر كدام از اين جايگاهها به وجود نمىآيد و انتساب رؤيت به هر كدام از اين موارد انتساب حقيقى و واقعى بدون هيچ گونه لحاظ مجازيّت و عنايتى مىباشد .
سلسلهء مراتب فعل از مقام اراده و مشيّت پروردگار در عالم امكان به همين كيفيّت است . ارادهء حضرت حقّ بر ايجاد افعال و حوادث خارجى يك ارادهء جدّى و حقيقى و واقعى و عينى است امّا اين اراده و عزم نسبت به فوت فلان شخص مثلًا به توسّط ملك مقرّب حضرت عزرائيل صورت تحقّق مىيابد و واقعاً جناب عزرائيل در اين قضيّه اعمال نفوذ و قصد ايجاد و عزم بر وقوع دارد و نيز ملائكه تحت فرمان و ارادهء جناب عزرائيل نيز همان نفوذ و اعمال و ايجاد را در عالم خارج انجام مىدهند و همين نسبت همچنان در علل و عوامل مادّى و طبيعى چون ميكروب و ويروس و زلزله و صاعقه و تصادفات و سكته و سرطان و غيره به نحوه حقيقى و واقعى وجود دارد . بنابراين چه فرقى مىكند كه بگوئيم : فلان شخص به واسطهء اراده و مشيّت خدا از اين جهان رخت بر بست يا به واسطه ارادهء حضرت عزرائيل و يا ملائكه إماته و ميراندن نفوس و يا به واسطه فلان مرض و يا تصادف ، هيچ فرقى در اين انتسابها وجود ندارد ، الّا اينكه در مثال رؤيت انسان ، از ميان اين سه جايگاه فقط نفس انسان داراى شعور و ادراك
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 74
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٧٤