« پروردگارا در قلب من نور قرار ده و در گوش من نور قرار ده و در چشم من نور قرار ده و در زبان من نور بگذار و در دستان من نور بگذار و در پاهاى من نور قرار ده و در تمامى اعضاء و جوارح من نور قرار ده اى نور همه نورها . »
اين دعاى شريف عبارةٌ اخراى نفس تجلّى ذات در مظاهر وجود است .
و بدين لحاظ است كه محيى الدين عربى در فتوحات چنين فرموده است :
و لقد نبهتك على أمر عظيم إن تنبهت له و عقلته فهو عين كل شىء فى الظهور ما هو عين الأشياء فى ذواتها سبحانه و تعالى بل هو هو و الأشياء أشياء . [ 1 ]
« و به تحقيق كه من تو را بر مسألهاى بسيار مهم و دقيق آشنا نمودم . كه اگر بتوانى به درستى و شايستگى آن را تعقّل و تدبّر نمائى خواهى دانست كه خداى متعال عين هر موجودى است در ظهور امّا عين اشياء در ذات خود اشياء نيست و او منزّه و برتر از آن است كه محدود به حدود اشياء گردد . بلكه خداى متعال خودش مىباشد و اشياء هم خصوصيّات خودشان را دارند . »
در اين عبارت شيخ اكبر صريحاً اعتراف مىكند كه مقصود از اينكه مىگوييم خداى متعال عين اشياء است نه اين است كه در محدودهء ذات اشياء تنزّل و ورود پيدا كند ، زيرا كه او بلا حدّ و بلا قيد است ، بلكه مقصود و منظور اين است كه در مرتبه ظهور همان ظهور است لاغير . و ظهور چيزى خارج از ذات او نمىباشد .
پس شايسته و سزاوار اين است كه فضلاء ما در مقام داورى و حكومت بين كلمات و تعابير بزرگان دقّت بيشترى بنمايند و رعايت احتياط را در انتسابات و تفسير مبانىّ معرفتى بكنند و از افراط و تفريط به دور باشند و تحت تأثير اجواء و ظروف قرار نگيرند .
هامش
[ 1 ] - الفتوحات المكية ، چاپ 4 جلدى ، ج 2 ، ص 484 .