و نيز در اشعار بابا طاهر عريان كه مىفرمايد :
مو آن بحرم كه در ظرف آمدستم * چو نقطه بر سر حرف آمدستم
به هر الفى الف قدى بر آيد * الف قدّم كه در الف آمدستم
و يا چنان ابن فارض مصرى مىفرمايد :
و من فضل ما أسأرتُ شرب معاصرى * و من كان قبلى فالفضائل فضلتى [ 1 ]
« از باقيماندهء آن شراب طهور من است كه تمام سلّاك و پويندگان حرم خدا چه در زمان خود من و چه كسانى كه قبل از من بودند مىنوشند و مىنوشيدند و سرمست از آن مى ناب مىگرديدند پس جميع فضيلتها كه در اين عالم دنيا ظهور مىيابد از فضيلت و ارزش من تراوش مىنمايد . »
و يا مانند حضرت شيخ اكبر محيى الدّين عربى - قدّس الله سرّه - كه مىفرمايد :
و فى كلّ عصر واحدٌ يسمو به * و انا لباقى العصر ذاك الواحدُ [ 2 ]
« در هر زمانه فردى ظاهر مىشود كه آن زمان به واسطه مجد و عظمت او سربلند و بلند آوازه مىشود ، و من براى ساير ازمنه اين چنين مىباشم . »
نيز بر اين قياس مىباشد . پس مسألهء اتّحاد بين اهل معرفت يك مسألهء بسيار بسيار عادّى است . و اين مطلب كجا و ارتباط آن با تئورى خطاء و بطلان در مسأله وحى كجا ؟ ! !
و اينكه گفته مىشود : وجود پيامبر از خدا پر شده است ، مطلب صحيحى است چنانچه بر همان تفسير و تعبيرى كه توضيح داده شد حمل شود .
بنابراين مطلبى كه از برخى از فضلاء نقل شده است كه گويند : اين
هامش
[ 1 ] - ديوان ابن الفارض ، تائيه كبرى ، ص 131 .
[ 2 ] - الفتوحات المكية ، 4 جلدى ، ج 3 ، ص 41 .