مثلًا در دعاى كميل حضرت عرضه مىدارد :
و قَلبِى بِحُبِّكَ مُتَيَّما [ 1 ]
« پروردگارا ! قلب و ضمير مرا حيران و ديوانه خودت گردان . »
و يا كلام رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم دربارهء أميرالمؤمنين عليهالسّلام كه فرمودند :
لاتسبّوا عليّاً فإنّه ممسوس فى ذات الله . [ 2 ]
« از على بدگويى مكنيد ، زيرا علىّ خدا زده است ، ( و كسى را كه خدا زده شده است ديگر نسبت به كار او مدح و مذمّت نشايد ) . » در اين تعبير ، مقصود پيامبر اين نيست كه ( نعوذبالله ) خداوند در جسم على ورود و حلول پيدا كرده است بلكه تفسير اين كلام اين است كه علىّ از مراتب نفسى عبور كرده است و انّيّت خود را پشت سر گذاشته است و ذات او و هستى او در ذات و هستى حضرت حقّ فانى شده است و در اينجا ديگر على نيست بلكه هر چه هست فقط خدا و تجلّى خداست و در اين تجلّى ، متجلَّى فانى در متجلِّى است چنانچه در داستان حضرت موسى عليهالسّلام مىفرمايد :
إِنِّى أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى . [ 3 ]
« به تحقيق كه من پروردگار تو هستم . پس دو نعل خود از پاى بيرون آور ، زيرا تو در وادى مقدّس فرود آمدهاى . » اين صدايى كه موسى از درخت شنيد چه مفهومى دارد ؟ آيا مىشود گفت كه او تخيّل كرده است ؟ و آيا اين صدا از چوب بيرون آمده است ؟ چوب كه صدايى ندارد . و آيا اين صدا از ناحيهء ديگرى بوده است و ليكن موسى آن را از درخت شنيده بود ؟ اين نيز خلاف آيه است ، زيرا در
هامش
[ 1 ] - دعاى كميل .
[ 2 ] - المناقب ، لابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 221 .
[ 3 ] - سوره طه ( 20 ) آيه 12 .