تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
و همين مطلب از مرحوم علّامه طباطبائى - رضوان‌الله‌عليه - نيز نقل گرديده است . بنابراين جائى كه فقهائى مانند مرحوم حاج آقا رضا همدانى اعتقاد به چنين مسائلى را از جمله انكار ضرورتها و بديهيّات دينى نمىشمرد و حكم به تكفير و ارتداد و نجاست آنها نمىدهد چگونه فردى كه در مراتب علمى بسيار بسيار نازلتر از اين فحول مىباشد اين چنين متهوّرانه با جرأت و جسارت حكم به نجاست مىدهد ؟ ! ! روزى در مجلس مرحوم علامه طباطبائى - رضوان الله عليه - بودم كه به مناسبتى فرمودند : اگر اين آقايان به ما يهودى و نصارى بگويند بهتر از اين است كه ما را مورد خطاب : وحدت وجودى قرار دهند ! حال از گويندهء اين سخن كه علّت پرداختن به اين نظريّه ( خطاء و بطلان در وحى نبوى ) را در اعتقاد به وحدت وجود مىداند بايد پرسيد : ما كه پس از سى سال بحث و مدارسه در مبانى فلسفى و عرفانى متوجّه اين نظريّه نشديم ، جنابعالى بفرمائيد و ريشه اين اعتقاد چرند و مزخرف را در قاعده و مبناى وحدت وجود به ما نشان دهيد تا متوجّه اشتباه خود در عدم فهم اين نكته بشويم . و بر اين اساس مطلبى را كه بعضى به عنوان ريشه اين انحراف دانسته‌اند ، كه آن عبارت از برخى از معتقدات و اصول صوفيّه در مسأله حلول و اتّحاد است ، نيز خالى از تحقيق و عارى از اتقان مىباشد . اتفاقاً صرف نظر از صحّت اين مطلب و يا فساد آن معتقدين به اين مسأله درست در نقطه مقابل اين نظريّه ( وجود خطاء در وحى نبوى ) قرار دارند . و امكان ندارد كسى به اين مبنا معتقد بوده و در عين حال حكم به خطاء در وحى و واردات قلبيّه سماويّه بنمايد و اين دو مسأله در دو نقطه مقابل هم قرار