تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
گرفته‌اند . حال چگونه گويندگان اين مطلب اين دو را به هم مىچسبانند خدا مىداند . لابد به واسطه تذكّر اين مطلب كه وجود رسول خدا از خدا پر شده است و همهء حقيقت او را تجلّى خدا فرا گرفته است چنين استنباطى كرده‌اند و مسأله خطاء و بطلان در وحى نبوى را به اين باور مستند نموده‌اند . و ظاهراً قرار بر اين است كه همه راه‌ها به رُم ختم شود و همه كاسه‌ها و كوزه‌ها بالأخره بر سر عرفان و تصوّفِ بيچاره شكسته شود گرچه هيچ ربطى بين اين و آن در ميان نباشد . به نحو اجمال در نقد اين ارتباط و نيز كلامى را كه از بعضى عرفاء در مغايرت با توحيد وحيانى گفته شده است كه : الحمد لله الّذى خلق الاشياء و هو عينها . « ستايش مختص ذات واجب‌الوجودى است كه همه مخلوقات را بيافريد و خود عين آنها مىباشد » ، مىپردازيم تا بر همه روشن گردد كه نه تنها هيچ گونه ربطى بين اين دو نظريّه ( اعتقاد به حلول بر مبناى اهل تصوّف و بين خطاء در وحى نبوى ) وجود ندارد بلكه اين دو نظريّه در تعارض و تقابل جدّى با يكديگر قرار دارند . و نيز دربارهء كلامى كه پاره‌اى از اهل معرفت در توصيف ذات واجب الوجود فرموده‌اند و بعضى آن را معارض و در تقابل با توحيد الهى و وحيانى شمرده‌اند مطالبى تقديم مىداريم و توفيق هدايت و صواب را از خداوند متعال طلب مىنمائيم .

هيچ ارتباطى بين نظريّه حلول و نظريّه خطا پذيرى وحى وجود ندارد

ابتداء مطلب را از تصوير حلول آغاز مىكنيم و توضيح خواهيم داد كه تنها چيزى كه بين ريشه و پايه نظريّه خطاء و بطلان در وحى و بين نظريّه حلول وجود ندارد همان اشتراك در اين دو مقوله است چنانچه در مسأله وحدت وجود اين توضيح داده شد و روشن گرديد ربط دادن بين نظريّه خطاء در وحى و بين قاعده وحدت وجود ناشى از جهل به معارف حكمى و مبانى فلسفى است لاغير . مسأله حلول را در دو تصوير و دو چهره مىتوان مطرح نمود ، در تصوير اوّل : اعتقاد بر اين است كه ذات واجب الوجود كه وجودى مجرّد و بالصّرافه و
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 650 | السيد محمد محسن الطهراني