تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
الله عليهم آمده است ، تا چقدر از صواب دور و در آن جاى خلل و اشكال وجود دارد ! و من شخصاً از عدل و انصاف نمىدانم و از وَرَع و سَداد نمىشمارم مبادرت به تكفير كسى كه مىخواهد مبالغه در توحيد بنمايد ، و شريكى براى خداوند تعالى در هر كمالى قرار ندهد . در حالى كه تمام كمال و وجود اختصاص به خداوند وحده لا شريك له دارد . الكَمالُ وَ الوُجودُ كُلُّهُ لِلَّهِ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ . و معذلك آنان ايمان به تمامى شرايع و نُبوّات و حساب و عقاب و ثواب و تكاليف به طور كامل و اجمع دارند بنابر ظواهر آنها . لهذا حقيقت در نزد ايشان صحيح نمىباشد و منفعتى نمىبخشد اگر طريقت نباشد ، و طريقت مثمر ثمرى نيست اگر شريعت نباشد ؛ و شريعت فقط يگانه اساس كارشان است . و با شريعت است كه كسى كه ملازم عبادت باشد به اقصى منازل سعادت و عالىترين درجات فوز و نجاح و اصل مىشود . و در طىّ اين مراحل در اين مسائل در نزد آنها منازل و تحقيقات أنيقه و تطبيقات رشيقه و معارج بلند مرتبه‌اى است كه سالكِ بدان‌ها به راقىترين مناهج و دلپذيرترين مسالك صعود مىكند ، و مؤلّفات مختصره و مطوّله‌اى است فوق حدّ احصاء چه از نظر نظم و نثر ، و چه از نظر اذكار سِرّيّه و جَهريّه ، و چه از نظر رياضات و مجاهدات براى تهذيب نفس و تصفيهء آن براى آنكه استعداد پيدا كند تا ملحق به ملا اعلى و مبدأ اوّل شود . و در آنجا است از بهجت و مَسَرّت و جمال و جلال و عظمتى كه براى او حاصل است . مَا لَا عَينٌ رَأت وَ لَا اذُنٌ سَمِعَت وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلبِ بَشَرٍ . [ 1 ]
هامش
1 - حديث قدسى است : أعدَدتُ لِعِبادىَ الصّالِحينَ ما لا عَينٌ رَأت وَ لا اذُنٌ سَمِعَت وَ لا خَطَرَ عَلَى قَلبِ بَشَرٍ . « من براى بندگان صالح خودم چيزهائى را مهيّا نموده‌ام كه آنها را نه چشمى ديده است ، و نه گوشى شنيده است ، و نه بر انديشهء كسى خطور كرده است . » در كتاب « كلمة الله » ص 134 ، طىّ شمارهء 140 بعد از ذكر اين حديث تتمّهء آن را ذكر كرده است كه : فَلَهُ ما أطلَعتُكُم عَلَيهِ ، اقرَءُوا إ ن شِئتُم : فَلَا تَعلَمُ نَفسٌ مَّآ اخفِىَ لَهُم مِّن قُرَّة أعيُنٍ . و در ص 534 دو سند براى آن ذكر كرده است : أ « تفسير صغير » فضل بن‌حسن طَبرِسى ، قال فى الحديثِ . . . ب « أسرار الصّلوة » شهيد ثانى علىّ بن‌أحمد بن‌محمّد . . . و 2 و 3 عبارت أنا الحقُّ از حلّاج است ، و عبارت سُبحانى ما أعظمَ شَأنى از بايزيد بسطامى ، و عبارت ليس فى جُبَّتى سِوى الله از بعض كسانى كه به مقام شهود رسيده‌اند بنابر نقل فرغانى در « مشارق الدّرارى » . و ما راجع به أسناد اين كلمات در تعليقهء ص 172 از ج 1 « الله شناسى » مختصر مطالبى را آورده‌ايم .