تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
خود مىگيرد ، باقى مىگذارد و فانى مىكند ، مىگيرد و مىدهد ؛ و اوست منع كنندهء عطابخش ، و جمع كنندهء گسترنده ؛ وَ هُوَ عَلَىكُلِّ شَىءٍ قَدِيرٌ . كُلُّ شَىْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه . [ 1 ] و همگى اشياء عبارتند از تجلّيات او و ظهورات او و اشراقات او و انوار او . و جميع كائنات بدون استثناء منسوبند به او با اضافهء إشراقيّه نه اضافهء مَقوليّه . اضافهء اشراقيّه داراى دو جانب و دو طرف مىباشد نه سه جانب و سه طرف . و چه آنكه بگوئيم : اين برهان برهانى است سخت همچون سنگ محكم و صمّاء ، و كسى را ياراى ابطال آن نمىباشد ، و ناخن‌هاى خدشه را قدرت مسِّ آن نيست ؛ يا آنكه بگوئيم : براى مناقشه در آن مجالى وجود دارد ؛ على كلِّ تقدير و بر هر فرض و پندار ، اين برهان ، برهانى است منطقى بر اصول حكمت و منطق . تازه اين برهان و دليل غير از شهود و مكاشفه و عيانى است كه عرفاء بالله در اين مقام ادّعا مىكنند . آرى ! آن عيان و شهود از دليل و برهان برتر و عالى رتبه‌تر است ، چون معتقدند كه دليل ، عصاى مرد نابيناست :
پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود
* * *
زهى احمق كه او خورشيد تابان * به نور شمع جويد در بيابان در آن جائى كه نور حقّ دليل است * چه جاى گفتگوى جبرئيل است
* * * سُبحانَكَ أ يَكونُ لِغَيرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَيسَ لَكَ حتّى يَكونَ هُوَ المُظهِرَ لَكَ ؟ ! مَتَى غِبتَ حتّى تَحتاجَ إلَى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيكَ ؟ ! وَ مَتَى بَعُدتَ حتّى تَحتاجَ إلَى ما
هامش
[ 1 ] آيهء 88 ، از سورهء 28 : القصص : ( وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَىْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ) « و با خداوند خداى ديگرى را مخوان ! هيچ معبودى نيست به جز او . تمام اشياء الآن نيست و نابودند مگر وجه او ، اختصاص به او دارد حُكم . و به سوى اوست كه شما بازگشت مىكنيد ! »