تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
و بگوئيم گرچه سخن از چنين دروغى عقلًا و عرفاً مستحسن است امّا تعداد آن بسيار اندك است ، اين شمارش و تعديد از كجا و به چه دليلى آمده است ؟ همان گونه كه شما وجود حكايات راست و إخبار از وقايع خارجى را به لحاظ صدق و انطباق با خارج مىپذيريد امّا تعداد اين أخبار و حكايات و غيره را نمىتوانيد تعيين كنيد ، همين طور از دروغ‌هاى مصلحت‌آميزى كه در قرآن آمده و خود معترف به صحّت درج و مصلحت بيان آنها مىباشيد نمىتوانيد با احتمال يك در ميليون نام ببريد ، اين احتمال را از كجا آورده‌ايد ؟ شايد ما بگوييم ده در ميليون و يا صد در ميليون و همين طور . بر اين اساس اشكال صاحب مقاله بر گويندهء اين مطلب ، كه : اگر شما وجود دروغ مصلحت‌آميز را در قرآن خلاف نمىشمريد ، پس چه ايرادى دارد كه بسيارى از آيات را بر همين دروغ مصلحت‌آميز حمل كنيم و خود را از شرّ توجيه و تأويل و دردسر مخالفت با علم و غيره برهانيم ، وارد خواهد بود . و هيچ مفرّى از ورود اشكال بر اين نظريّه نمىباشد . و امّا در توضيح و نقد اين مسأله مىگوئيم : شكّى نيست كه دروغ به جهت مخالفت كلام با واقع و نفس‌الأمر داراى قبح و نفرت و مذّمت است ، زيرا از آنجا كه واقع حقّ و حقيقت است ، حسن و ارزش نيز بر اساس حقّ و حقيقت شكل خواهد يافت ، زيرا هر امر اعتبارى بالمآل و لاجرم به امر حقيقى و واقعى باز خواهد گشت . و در مقابل نيز از آنجا كه خلاف واقع امرى عدمى و باطل است ، قبح و ضدّ ارزش بودن كه امرى اعتبارى است بر آن امر واقعى مترتّب خواهد شد . بر اين اساس نفس سخن راست ، ممدوح و مستحسن است مگر اينكه در موردى به خصوص ، فتنه و فسادى بر آن مترتّب شود كه به واسطه وجود آن فتنه و فساد ، آن مدح و استحسان اعتبارى تبديل به قبح و ذمّ خواهد شد . و نيز نفس سخن دروغ مذموم و ناصواب است ، مگر اينكه در موردى