خويش باشد و از ساير آداب و فرهنگها در ساير ملل و اقوام خبرى نداشته باشد و ذكرى به ميان نياورد و نيز نسبت به افرادى كه هزار سال ديگر پا به عرصه دنيا مىگذارند با فرهنگهائى نوين و تكنولوژى آن چنان فراتر از عصر حاضر و مدركاتى به غايت وسيعتر از اطّلاعات و آگاهىهاى امروزه هيچ كارى نداشته باشد و در عين حال همه را مكلّف به اطاعت و انقياد از خود كند ؟ ما يك چنين فردى را جز اينكه ديوانه بدانيم چه نامى ديگر مىتوانيم بر او بگذاريم ؟
اين شخص اگر قرار است فردى عاقل باشد يا بايد كتابش را مخصوص اهل همين عصر و زمان قرار دهد و براى نسلهاى آينده هيچ تكليفى تعيين نكند يا اينكه به نسلهاى آينده بگويد كه خود هر چه را كه پسنديديد براى اداره و تدبير حيات خود و نيز اعتقادات خود به كار بنديد ؛ و يا اينكه اين كتاب را با الفاظى به رشته تحرير درآورد كه قابليّت اشتمال دست آوردهاى جديد را در خود داشته باشد .
حال با توجّه به مطالب بالا ، جايگاه سخنان رسول خدا را در يكهزار و چهارصد سال قبل در قرآن كريم ارزيابى كنيم اگر رسول خدا دين ، شريعت و ديانت را براى تمامى ملل و اقوام حاضر آن روز و براى تمامى نسلهاى آينده تا روز قيامت آورده باشد بدون اينكه توجّهى به آينده اين مردم و افرادى كه هزارها سال بعد با فرهنگهاى جديد و تكنيك و تكنولوژى جديد و اطّلاعات و يافتههاى جديد و افكار و بينشهاى جديد ، داشته باشد و نسبت به آنها مطالبى را گوشزد ننمايد و نگويد : اى مردم بدانيد اين وقايع و حكايات و اخبار و احكام و تكاليفى كه امروزه من براى شما آوردهام فقط مربوط به زمان خود شما است و هيچ ارتباطى به زمانهاى پس از اين ندارد و آنها بايد مطابق با شرائط دموكراسى و قوانين حقوق بشر و آزادى و برترى عقلانيّت در همه عرصههاى اعتقادى و تكليفى عمل كنند ، در اين صورت ما يك چنين فردى را فاقد عقل و شعور مىدانيم و او را از جمله سفيهان به شمار مىآوريم ، نه يك پيامبر .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 579
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٧٩