سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهيمُ ، قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ ، قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا ، قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ ، فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ ، ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ ، قالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ ، أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُون . [ 1 ]
« و به تحقيق كه ما به ابراهيم بصيرت و تشخيص صواب از خطا ، پيش از موسى عنايت كرديم و به احوال او دانا و آگاه بوديم . آن گاه كه به عمويش و قومش گفت : اين بتها چيست كه آنها را مىپرستيد و سر بر آستان آنها فرود آوردهايد ؟ در پاسخ گفتند : پدران ما چنين مىكردند . ابراهيم گفت : هم شما و هم پدرانتان همگى در ضلالت و جهالت آشكارى بودهايد . آنها گفتند : آيا مطلب و راه حقّى برگزيدهاى يا سر به سر ما مىگذارى ؟ ابراهيم گفت : بلكه پروردگار شما ، خداى آسمانها و زمين است كه آنها را خلقت فرمود . و من اى گروه مخاطبين بر اين مسأله شهادت مىدهم . و پس از اينكه از اينجا دور شديد بتهاى شما را از بين خواهم برد . پس ابراهيم همه بتها را به غير از بت بزرگ قطعه قطعه نمود ، بلكه به خود آيند و از راه رفته برگردند . مردم وقتى چنين ديدند گفتند : هر كسى كه چنين جسارتى ورزيده است به خدايان ما ، از ستمكاران خواهد بود . گفتند : شنيدهايم جوانى است كه از خدايان به بدى ياد مىكند . گفتند : او را در حضور مردم اينجا بياوريد تا مردم دربارهء او شهادت دهند . مردم گفتند : اى ابراهيم آيا تو اين عمل را با خدايان ما نمودى ؟ ابراهيم
هامش
[ 1 ] - سوره الأنبيآء ( 21 ) آيات 51 الى 67 .