بنابراين ارادههاى متعدّد در نزول وحى همه در آن اراده واحده محفوظ و پابرجا مىباشند و در غير اين صورت در اراده حضرت حقّ نسبت به آنها نقصان و جهل عارض مىشود .
ثالثاً : پس از توضيح وحدت اراده حضرت حقّ و عدم منافات آن با ارادههاى متعدّد خارجى توسّط فرشته وحى به اين نكته مىرسيم كه اعتقاد به پديد آوردن وحى توسّط خود رسول خدا بدون ملاحظه ارادهء حقّ و مشيّت خداوند بر نفس آن وحى به طور كلّى پوچ و بىاساس و عبث خواهد بود .
رابعاً : سخن در مخلوق بودن قرآن كه از ناحيه معتزله نقل شده است و آن را دليل بر عدم سبق قرآن پيش از خلقت جسمانى رسول خدا گرفتهاند جايگاه خود را باز مىيابد .
پيش از اين صحبت از اقسام حدوث و قِدَم به ميان آمد و موجودات ماسوىالله به دو قسمت حادث زمانى و حادث ذاتى در عين قديم زمانى تقسيم شدند . و گفته شد : هر چه از عالم مادّه پا به عرصه وجود گذارده است خلقت آن در بستر زمان و مكان خواهد بود و بالنّتيجه وجود آن متّصف به حادث زمانى يعنى در بستر زمان مىباشد . و آنچه از حوادث كه خلقتشان فراتر از زمان و مكان مىباشد يعنى زمان و مكان هيچ نقشى در تكوّن آنها ندارد مانند حقائق عالم مثال و ملكوت و بالاتر از آن ، متّصف به حادث ذاتى و قديم زمانى مىباشند .
توضيح سخن معتزله در مخلوق بودن قرآن
بنابراين سخن معتزله در مخلوق بودن قرآن نه به معناى پيدايش آن پس از بعثت رسول خدا و در طول بيست و سه سال مدّت رسالت آن حضرت است بلكه به معناى حدوث ذاتى قرآن در مقابل قديم ذاتى است كه مختصّ به خداى متعال مىباشد و در اين قسمت نيز كلام معتزله براى ايشان مفهوم نشده است .
نتيجه و چكيده كلام در بحث اخير اين است كه : وحى و قرآن در علم ربوبى در لوح محفوظ به طور ثابت و مستقرّ در عالمى فراتر از زمان و مكان