عبور نفس و روح او به سوى حقائق علوى بوده است نه بيشتر . و لذا اين مكاشفه مشمول قاعده : « كلّ حادث مسبوق بمادّة و مدّة » نخواهد شد .
در اين فرض ممكن است يك نفر در اشتغالات روحى و نفسى به حركات و افعال متفاوتى در آن واحد دست بزند ، از يك طرف با ديدن و شنيدن اشياء مادّى و چشيدن غذا و لمس بعضى از موادّ خوراكى چند عمل مادّى را هم زمان انجام دهد ، هم غذا را ببيند و هم صداى فرد ديگرى را بشنود و هم با دست غذا را لمس كند و هم آن را به دهان گذارده و بجود و بچشد . و در عين اشتغال به اين امور نفس او مشغول تماشاى صور برزخى باشد و به مكاشفات برزخيّه مشغول باشد . در اين فرض برخى از اشتغالات نفس او از آنجا كه همراه با مادّه و زمان و مكان است قطعاً اين قاعده شامل آنها خواهد شد ، زيرا وجود اين افعال مشروط به حضور زمان و مكان است ، ولى بعضى از اشتغالات نفس كه ارتباطى به اين دنيا و آثار آن ندارد ، طبعاً زمان و مكان در آن نقشى نمىتوانند داشته باشند ، و اينكه اين كشف در اين زمان بهخصوص يا مكان بهخصوص روى داده است صرف اتّفاق و تقارن است نه به لحاظ شرطيّت اين زمان خاصّ و يا مكان خاصّ .
و لذا همين فرد مىتواند و قدرت دارد كه همان مكاشفه و تصوير را در ساعاتى ديگر و مكانى ديگر تجديد نمايد چنانچه اين مسأله در مورد اطّلاع بر غيب براى ولىّ الهى رخ مىدهد و هر وقت بخواهد مىتواند بر امور غير طبيعى اشراف نمايد .
و بر اين قياس برخى از اولياى الهى حتّى پا را فراتر نهاده و در آنِ واحد همزمان به عوالمى متعدّد مىتوانند اشراف حاصل نمايند كه اين خود سخنى مستقلّ و عميق دارد و اين نوشتار را گنجايش طرح آن نمىباشد .
الغرض كلام صدرالمتألّهين درباره شمول قاعده در مورد نفس ، به خود
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 569
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٦٩