است نمىتوان مدّعاى صاحب مقاله را مورد خدشه و نقد قرار داد . براى توضيح مطلب و نقد مدّعاى صاحب مقاله مىگوييم :
از مطالبى كه گذشت اشارةً به اين نكته پرداخته شد كه صاحب مقاله در مسأله وحى بين خود حقيقت وحى و بين زمان نزول آن خلط نموده است و همين نكته ظريف نيز در مسأله نفس و سبقت مادّه بر آن به چشم مىخورد . به عبارت ديگر ؛ ما بايد بين پيدايش خود نفس و تعلّق آن به بدن آدمى و بين مدركات و اعمال و اطوار او فرق بگذاريم . آنچه در كلام صدرالمتألّهين و نيز مرحوم علّامه طباطبائى - قدّس سرّهما - در حاشيه بر اسفار به چشم مىخورد اين است : كه نفس در پيدايش و ابتداى نزول آن به عالم دنيا و تعلّق آن به بدن بايد حتماً مسبوق به مادّه و مدّت باشد و در اين مسأله شكّى وجود ندارد ، امّا پس از خلقت نفس و استقرار آن و تعلّقش به بدن باز براى انجام فعّاليّتها و افعال و اطوار خود نيازى به مادّه و جسمانيّت بدن دارد ؟ پاسخ قطعاً منفى خواهد بود .
شكّى نيست كه برخى از مدركات نفس ناطقه به وسيله بدن و حواس ظاهرى براى آن به دست مىآيد مانند ديدنىها و شنيدنىها و لمسها و غيره كه البته در اين موارد اين نوع از فعل و إعمال نفس متأثّر از محيط و اطراف و شرائط حصول علم در آن محيط خواهد بود . امّا بعضى از مدركات نفس هيچ ارتباطى با مادّه و عالم دنيا ندارد مثلًا كسى كه به خواب رفته و در عالم رؤيا حقائقى را مشاهده مىكند چه ربطى به دنيا و مسائل آن و مادّه و زمان و مكان دارد ؟ كسى كه در عالم رؤيا پدر از دنيا رفتهاش را ملاقات مىكند و با او به گفتگو مىنشيند و از احوال و خصوصيّات عالم پس از مرگ سؤال مىكند كجا اين مطالب به دنيا و عالم مادّه مربوط مىشود ؟
و يا اگر كسى در بيدارى به مكاشفات نوريّه و ملكوتيّه دسترسى پيدا
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 567
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٦٧