بر اين اساس أشيائى كه زمان در خلقت و پيدايش آنها نقش اساسى دارد هم متّصف به حدوث ذاتى و هم به حدوث زمانى مىباشند و أشيائى كه زمان ارتباطى با خلقت و پيدايش آنها ندارد متّصف به حدوث ذاتى و قديم زمانى هستند و مثال آنها ذكر گرديد .
بنابراين قاعدهء : كلّ حادث مسبوق بمادّة و مُدَّة ، « هر پديدهاى در پيدايش خود محتاج به مادّه و جسميّت و زمان است » ، مختصّ به اشيائى است كه در ظرف زمان و مكان پديد مىآيند مانند اشياء خارجى و نيز حركات و افعالى كه از اشياء خارجى صادر مىگردد و اما اشيائى كه نفس وجود و خلقت آنها و يا حركات و افعالى كه از آنها صادر مىشود محتاج به زمان و مكان نيست مشمول اين قاعده و قانون نمىباشند .
كلام صدرالمتألهين درباره مسبوقيّت حادث به مادّه و مدت
صدرالمتألّهين شيرازى - قدّس سرّه - درباره اين قاعده چنين افاده مىفرمايد :
فصلٌ : فى أن كل حادث يسبقه قوة الوجود و مادة تحملها
كل ما لم يكن يسبقه قوة الوجود فيستحيل حدوثه و كل كائن بعد ما لم يكن بعدية لا يجامع القبلية فإنه يسبقه مادة . . . [ 1 ]
« هر چيزى كه استعداد ذاتى او قبول تحقّق خارجى را نداشته باشد آن چيز محال است حادث گردد ، و هر چيزى كه وجود پيدا كند پس از اينكه معدوم بوده است و اين بَعديّت نتواند با قبليّت در كنار هم قرار گيرد لاجرم بايد مادّهاى بر اين شىء حادث سبقت داشته باشد . »
در اين فقره مرحوم صدرالمتألّهين تصريح دارد كه اين قاعده مختصّ به حوادثى است كه حدوث آنها در عالم مادّه و كون و فساد است ، زيرا در اين عالم است كه زمان شرط اصلى و اساسى حوادث و پديدهها به شمار مىرود و تقدّم
هامش
[ 1 ] - الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الأربعة ، ج 3 ، ص 49 ، فصل شانزدهم .