يا طولانى باشد همچون پيدايش كرات آسمانى و ستارگان و يا اينكه به طور كلّى خلقت آن شىء ما فوق زمان و مكان باشد ، چون خلقت ملائكه و عوالم ربوبى چنانچه در بحث علم اين مطلب مذكور گرديد . و بدين لحاظ حدوث را به زمانى ( اشياء مادّى ) و ذاتى ( مخلوقاتى كه زمان نقشى در خلقت آنها ندارد ) تقسيم كردهاند .
در تعريف حدوث ذاتى چنين گفته شده است : هر موجودى كه در ذات و ماهيّت خود محتاج به علّت بوده باشد متّصف به امكان ذاتى خواهد بود يعنى در ذات خود ، نياز و احتياج به غير از او منفكّ و جدا نخواهد شد چه آن شىء از اشياء مادّى و جسمانى بوده باشد يا از مخلوقات روحانى و مبدعات ملكوتى ، و بر اين اساس جميع اشياء از اين حيث ، متّصف به امكان ذاتى و در نتيجه به حدوث ذاتى خواهند بود . به خلاف بارى تعالى كه در ذات خود ، مستغنى از غير و نيازمند به علّتى خارج از حيطهء ذات خويش نمىباشد كه در اين صورت متّصف به غناء ذاتى و وجوب ذاتى خواهد بود ، در مقابل امكان ذاتى كه بر جميع موجودات حمل مىشود ، پس نقطه مقابل حدوث ذاتى ، قديم ذاتى خواهد بود كه آن مختصّ ذات لايزال الهى و اسماء و صفات كلّيّه او مىباشد . و از اين جهت به اسماء و صفات كلّيّه الهيّه اطلاق وجوب بالذّات مىكنيم ( با اينكه آن اسماء و صفات حيثيّتى جداى از ذات پروردگار ندارند و در تحقّق خود متدلّى و متكّى به ذات اقدس حقّ مىباشند ) زيرا نفس حيثيّت ذات واجب الوجود بدون تحقّق اسم و صفت معنا و هويّتى ندارد ، به عبارت ديگر امكان ندارد عقلًا كه ذات اقدس حقّ در نفس و حاقّ هويّت خود تعيّن و تشخّص داشته باشد اما متّصف به علم و قدرت و حيات نباشد ، اين محال است ، بنابراين همچنان كه ذات پروردگار متّصف به قديم ذاتى است اسماء و صفات ازلى او نيز متّصف به قديم ذاتى مىباشند .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 561
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٦١