شاه از ايران و برقرارى نظام اسلامى پس از آن و حوادثى كه پس از انقلاب روى خواهد داد ، به اين حقير فرمودهاند كه تمامى آنها تا كنون جامه عمل به خود پوشيده است ، آيا اين مطالب را از روى كتاب و شنيدهها و ديدگاههاى ظاهرى بيان كردهاند ؟ يا از ابزار و وسائطى جز ابزار و وسائط در دسترس ما بهره بردهاند ؟ و آيا اين ابزار در اختيار رسول خدا نبود ؟
آخر يكى نيست به اين ابلهان بگويد : ما از انكار حقائق و وقايعى كه در تاريخ از سيره و حالات رسول خدا و ائمه معصومين عليهمالسّلام به طور قطع به يادگار مانده است چه طرفى مىبنديم ؟
بر فرض كه عدّهاى بگويند : ما اين مطالبى را كه شما از والدتان نقل نموديد نمىپذيريم زيرا به صحّت و اعتبار كلام شما اطمينان نداريم . آيا خود بنده نيز آنچه كه با چشم و گوش خود از ايشان شنيدهايم را مىتوانم انكار نمايم ؟
امروزه گويا انكار علم غيب نسبت به معصومين عليهمالسّلام و فضايل و مناقب آنان مُد شده است . و يكى پس از ديگرى تحفهاى چنين بىمايه به بازار انكار و عناد و كتمان عرضه مىدارد و در اين راستا فقط جناب دكتر نيستند كه چشم به روى حقائق مسلّم و آثار متقن تاريخى بستهاند و اين چنين بىمهابا و سركشانه تيغ بىدريغ بر همه ارزشها و فضايل مىگذارند و جايگاه رسول خدا و ائمه هدى را در مرتبت و منزلت خود قرار مىدهند و علوم و معارف حضرات معصومين عليهمالسّلام را همپايه و همپيمان با رسوم بشرى مىپندارند ، بلكه برخى از متظاهرين به علم و ديانت و متزيّنين به زىّ روحانيّت نيز با طرح اين چرنديّات و اباطيل خواستهاند كه از قافلهء تجدّد و نوگرائى عقب نمانند و معتقدات راستين تشيّع را به صرف قدمت آن از حيّز اعتبار بيندازند . غافل از اينكه :
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 559
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٥٩