تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
النظر مستوراً ، إلا على الرّاسخين فى الحكمة المتعالية أنّ لها بعد العقول المفارقة التى هى لها كالمبادئ نفوساً ناطقة غير منطبعة فى موادّها بل لها معها علاقة مّا كما لنفوسنا مع أبداننا و أنها تنال بتلك العلاقة كمالا ما حقا صار للأجسام السماوية زيادة معنى فى ذلك ، لتظاهر رأى جزئى و آخر كلى . . . [ 1 ] « پيش از اين براى شما روشن و معلوم گشت كه صورت و نقش تمام حوادث خارجيّه و امور طبيعيّه در عالم عقل كلّى به نحو كلّيت و اجمال بدون تفصيل و بسط موجود مىباشد . و نيز به اين نكته تصريح كرديم كه تمامى اجرام و كُرات آسمانى داراى نفوس درّاكه مختصّ به خود مىباشند كه هر كدام داراى شعور و ادراك مخصوص به خود است . و در حركات و تصرّفات خود با اراده و شعور و فهم كه برخاسته از رأى و نظر و در نفس آنها است عمل مىنمايند . و هيچ مانعى ندارد كه آنها نسبت به حركات و فعل و انفعالات و اطوار خود داراى علم و شعور و ادراك باشند و آنچه كه از آنها در عالم مادّه به ظهور مىرسد در نفس مجرّده آنها منقوش گردد و اطّلاع اين نفوس بر صور اين حوادث مادّى اطّلاع تجرّدى و ملكوتى باشد . بناءً على هذا اگر نظريّه وجود نفوس ناطقه براى اجرام سماوى - كه براى بسيارى از افراد قابل ادراك نيست ( مگر آنكه روح و جانش متوغّل در حكمت متعاليه و قلب و ضميرش منوّر به انوار الهيّه شده است ) و آن نفوس پس از عقول مفارقه يك نحوه تعلّقى به اجسام و اجرام سماوى خود دارند ، درست مانند تعلّق و ارتباطى كه نفوس ما نسبت به ابدان ما دارند كه اين تعلّق و ارتباط با حلول در ابدان و اجرام منافات دارد و اين نفوس فلكى به واسطهء اين ارتباط به يك نوع كمال و رشد وجودى مختصّ به خود مىرسد - حقّ و واقع باشد ، در اين صورت اجرام و اجسام سماوى داراى ارزش
هامش
[ 1 ] - الإشارات و التنبيهات ، ص 399 ، نمط دهم .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 56 | السيد محمد محسن الطهراني