ايشان از اين نكته غافل شدهاند كه تمام حوادث و پديدههاى عالم خلقت از باد و طوفان و باران و زلزله و ابر و خشكسالى و طراوت و حيات و غيره ، همه و همه بر اساس يك شعور و معرفت و بينش بسيار ظريف و دقيق ، تدبير و تدوين گشته و هيچ ذرّهاى از ذرّات عالم وجود از اين نقشه و طرح برنامهريزى شده خارج نگشته است و همان چراغ پيرهزن اگر در اين تدبير قرار است خاموش گردد خواهد شد ، و اگر قرار است خاموش نشود طوفان نوح نيز آن را خاموش نخواهد ساخت .
نگاه زيباى حضرت مولانا در مورد پديدهها و موجودات عالم
در پاسخ ايشان حضرت مولانا جلال الدين چنين مىفرمايند :
گر نبودى واقف از حق ، جانِ باد * فرق چون كردى ميان قوم عاد
هود گرد مومنان خطّ مىكشيد * نرم مىشد باد كانجا مىرسيد
هر كه بيرون بود زان خطّ جمله را * پاره پاره مىشكست اندر هوا [ 1 ]
* * *
همچنين بادِ اجل با عارفان * نرم و خوش همچون نسيمِ بوستان
آتش ابراهيم را دندان نزد * چون گزيدهء حقّ بود چونش گزد [ 2 ]
* * *
موج دريا چون به امر حق بتاخت * اهل موسى را ز قبطى واشناخت
خاك قارون را چو فرمان در رسيد * با زر و تختش به قعر خود كشيد
آب و گل چون از دم عيسى چريد * بال و پر بگشاد و مرغى شد ، پريد
از دهانت چون برآيد حمد حقّ * مرغ جنّت سازدش ربّ الفلق
هست تسبيحت بجاى آب و گل * مرغ جنّت شد زنفخِ صدقِ دل
كوه طور از نور موسى شد بِرَقص * صوفى كامل شد و رَست او زِ نقص
هامش
[ 1 ] - مثنوى معنوى ، گزيده دفتر اوّل .
[ 2 ] - مثنوى معنوى ، گزيده دفتر اوّل .