موقعيّت بر حسب خصوصيّت و وجود ارتباط بين او و اين مفاهيم ، مخاطب اين آيات به حساب مىآيد . و خداوند از او بازخواست مىنمايد . مسأله شوخى نيست ، تك تك اين آيات بر اساس غرض كلّى و هدف عامّى به پيامبر نازل شده است . و تمامى ما مكلّفيم كه خود را مصداق و مخاطب واقعى اين آيات و مفاهيم قرار دهيم گرچه شأن نزول آنها افرادى ديگر و موقعيّتهاى متفاوتى بودهاند .
بنابراين سخنان صاحب مقاله كه اين امثال مربوط به اعراب بوده و براى آنها جاذبه دارند نه براى ساير افراد مخدوش مىباشند .
اشكال صاحب مقاله بر دانشمند و مورّخ نبودن پيامبر اكرم و جواب آن
و بر اين اساس مطلبى كه از صاحب مقاله ذكر شده است كه :
رسول خدا نه دانشمند بود و نه مورّخ بلكه پيامبر بود و پيامبر مىتواند نسبت به علوم زمان خويش جاهل باشد تا چه رسد به علوم و دانشهاى ازمنه پس از خود
به طور كلّى بىاساس و فاقد ارزش علمى خواهد بود .
مورّخ تنها هنرى كه دارد اين است كه حادثه و واقعهاى را كه خود با چشم ديده و يا از زبان كسى شنيده و يا در جائى خوانده آن را ثبت و ضبط نمايد و همانطور كه آن حادثه در خارج صورت پذيرفته بدون كم و كاست به رشته تحرير درآورد و نيز دانشمندى در استحصال نتيجه و آگاهى و كشف علمى موفق خواهد بود كه به كمك تجربههاى متوالى و گوناگون در رشتهاى خاصّ از نقطهاى معلوم و روشن به پديدهاى مبهم و مجهول دست يابد و چه بسا آن مورّخ و يا اين مكتشف و دانشمند در ثبت حوادث و كشف مجهولات ناكام مىمانند و يا كشفى جديد خط بطلانى بر كشف قديم مىكشد و تاريخ مصرف آن را به پايان مىرساند و اين مسأله همچنان ادامه خواهد يافت چنانچه نظير اين مطلب در كيفيّت پيدايش كهكشانها و نيز تئورى خلقت انسان به چشم مىخورد .