و سرّ اين مسأله در اين است كه مورّخ و دانشمند با ابزارى ارتباط دارند كه هويّت و ماهيّتشان در بستر زمان و مكان تحقّق پيدا مىكند و طبيعى است كه حوادث خارجى در عالم مادّه در وجود و تحقّقشان پيوسته به زمان و مكان نيازمند مىباشند و بنابراين اطّلاع انسان بر اين حوادث چه بسا همراه با خطاء و نقصان و فقدان اعتبار و وثاقت كافى باشد ، مثلًا كافى است چشم در ديد خود دچار خطاء شود و يا گوش ، صوت را به صورت ديگرى بشنود و يا نويسندهاى هنگام نوشتن يك حادثه و ثبت آن در كتاب دچار حواسپرتى شود و بر اين قياس . و لذا مىبينيم بسيارى از مورّخين در ثبت وقايع به اشتباه افتادهاند و چه بسا تاريخها و مكانها و خصوصيّات وقايع و حوادث را به اشتباه ثبت نمودهاند و اين امرى است طبيعى .
و بر اين قياس دانشمندان و مكتشفين را مىبينيم كه بسى دشوارتر و با آفت بيشتر در اين عرصه در تنگنا و حيرت مىمانند و پيوسته از كشفى به كشف ديگر پناه برده و خط بطلان بر معرفت قبلى مىكشند مخصوصاً اين مسأله و حقيقت در لابراتوارهاى علمى در فنون مختلف بسيار به چشم مىخورد و كاملًا محسوس مىباشد . مقالات علمى يكى پس از ديگرى خبر از انهدام كشف قبلى و بناى اكتشافى جديد بر خرابه آن آثار پيشين مىدهند و همواره فكر و دغدغه معرفتى بشر را به سوى پديدههاى علمى آينده به حركت در مىآورند . و اين پديده سيّال در بستر زمان و مكان حتّى يك لحظه نهاد ناآرام انسان را رها نمىسازد و او را در منزلگاه سكونت و طمأنينه و اعتماد قرار نمىدهد . و ما نيز هيچگاه بر اين بشر به واسطه اين اشتغال خرده نمىگيريم و او را ملامت نمىكنيم ، زيرا از ابزار و وسايل چنين اشتغالى غير از اين بر نمىآيد و جز اين كارى ساخته نخواهد شد .
امّا آيا پيامبران و اولياى الهى هم با همين ابزار و وسايل به كشف حوادث
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 555
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٥٥