و همه اينها دليل اين است كه معرفت و آگاهى ما با معرفت و بينش اولياى الهى از زمين تا عرش متفاوت است ، ما حدس مىزنيم و آنها مىبينند ، ما با چشم مشاهده مىكنيم و آنها با چشم باطن درون را تماشا مىكنند ، ما براى اطّلاع از يك حادثه به كتاب و شنيدهها مراجعه مىكنيم ، و آنان به نفس و قلب خود رجوع مىكنند . شرح اين داستان در فصل دوّم كتاب در بحث حقيقت علم به طور مبسوط گذشت .
بنابراين رسول خدا در معرفتش نسبت به حوادث زمان و ازمنهء آينده به كدام كتاب و يا شنيدهاى استناد كرده است ؟ از آيات قرآن بگذريم در صحبتها و سخنان عادّى رسول خدا كه سراپا اخبار از مغيبات بود رسول خدا به كدام مرجع استناد مىكرد ؟
افرادى كه در حول و حوش رسول خدا بودند از صبح تا به غروب شايد موارد عديدهاى از إخبارها و مطالبى از غيب از آن حضرت مىشنيدند كه تمامى آنها در كتب و تواريخ مشروحاً ثبت گرديده است و به برخى از آنها در مبحث علم اشاره شد ، حال اين إخبارها از كجا آمده است ؟ جناب دكتر مىفرمايند : اطّلاع و معرفت رسول خدا بر مسايل ژنتيك معلوم نيست از علوم اهل زمانش بيشتر بوده باشد ، زهى جهالت و كوتهنظرى .
به ياد دارم حدود چهل سال قبل كه مرحوم والد - رضوان الله عليه - در مسجد قائم در تفسير سورهء يس صحبت مىكردند . درباره اين آيه شريفه :
قُلْ يُحْييهَا الَّذى أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّة وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَليم . [ 1 ]
« اى پيامبر ما بگو : خداى متعال همچنان كه ابتداء انسان را خلق نمود ، آنان را دوباره مىتواند احياء نمايد و زنده گرداند و براى حضور در روز بازپسين از
هامش
[ 1 ] - سوره يس ( 36 ) آيه 79 .