تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
تو با به كار انداختن و استفاده از عقلت خود را به خداى نزديك گردان تا از آنان سبقت گيرى . » و بر همين قياس تمام احكام امروزه اعتبار و مشروعيّت خود را از دست خواهند داد . و اين يعنى نسخ شريعت . و اگر گفته شود در احكام عبادى ما مكلّف به انجام آنها مىباشيم و در ساير احكام و قوانين ، مطابق با تقاضا و مقتضاى روز و همگونى با سازمان حقوق بشر عمل مىكنيم ، پاسخ آن است : اين تفرقه به چه ملاكى صورت مىپذيرد ؟ اگر احكامى كه مشمول نسخ و محو مىباشند به واسطه بشرى بودن پيامبر است و معلول تجربهء زمانه خويش پس احكام عبادى هم مشمول همين تجربه خواهند بود نه چيز ديگر ، زيرا هر دو قسم از احكام از يك منشأ سرچشمه مىگيرند و آن منشأ بشريّت است و تجربه‌اى كه حاصل فرهنگ و عربيّت آن دوره از تاريخ بوده است و با همان تجربه نماز در ذهن پيامبر صورت‌بندى شده است و با همان تجربه روزه و حجّ و خمس و زكات و امر به معروف و نهى از منكر در قوّه خيال آن حضرت نقش بسته است و آن تجربه براى امروز كفايت نمىكند و دردى از آلام بشر امروز را درمان نمىنمايد . و اگر با عقل ناقص خود قباحت و وقاحت نتائج اين تقسيم‌بندى را متوجّه شديم و از حكم به بطلان عبادات و انقضاء تاريخ اعتبار آن شرم و حيا نموديم ، الزاماً و مجبوراً بايد اعتبار و اتقان ساير احكام را نيز پذيرا باشيم و دربارهء آيات قرآن همه را از يك منشأ بدانيم و حكم به تفرقه و تجزيه ندهيم گرچه آيات از نقطه نظر ادب و بلاغت و ارتقاء مفاهيم در سطوح مختلفى باشند . زيرا در احكام عقليّه استثناء و افتراق معنا و مفهومى نخواهد داشت .

اشكال صاحب مقاله بر يك نواخت نبودن بلاغت و شيوائى آيات الهى و جواب آن

و امّا اينكه گفته مىشود همه آيات قرآن به يك نحو از بلاغت و شيوائى و پرمحتوائى برخوردار نمىباشند و چه بسا برخى از سوره‌ها و يا آيات از نظر فصاحت و بلاغت با ساير كلمات رسول خدا تفاوتى ندارند چون سورهء أبىلهب . در پاسخ مىگوئيم : مقصود پروردگار از نزول قرآن تعليم بلاغت و