جايگزين نمود ، مثل احكام مربوط به زندگى زناشوئى و ارث و اداره امور اجتماعى و قصاص و ديات و بردگى و معاملات و . . . . كه آقايان معتقدند بايد اين احكام را به طور كلّى محو نمود و احكام جديدى به جاى آنها نشاند . البته در اين صورت ديگر آن اشكال قسم اوّل بر خداوند وارد نمىباشد زيرا خداوند مىگويد : اين قرآن و اين اعتقادات و اين احكام مربوط به زمان خود رسول خدا است و هيچ ارتباطى به زمان شما ندارد و شما مىتوانيد نه تنها به اين قرآن عمل نكنيد بلكه قرآنى موافق با شرائط محيط و به سليقه خود تدوين كنيد و آن را در نمازهايتان قرائت كنيد و از او استفاده ببريد .
و به عبارت ديگر اين قرآن تاريخ انقضائى دارد و آن عصر شكوفائى علمى و دوران رنسانس تحقيق و اكتشاف و ظهور آدميانى كاملًا متفاوت با هزار سال قبل از نظر رشد عقلى و تكامل اخلاقى و تنوّر افكار متعالى است . و نتيجهاى كه از اين برداشت حاصل مىگردد اين است كه خداوند دست ما را در تغيير و تبديل احكام و تكاليفش باز گذاشته است و در اين صورت نه تنها در پارهاى از احكام چون ميراث و قصاص و امثال آن حقّ اختيار و تغيير داريم بلكه نسبت به باقى تكاليف نيز به همان ملاك و همان حجّت مىتوانيم به سليقه و دلخواه خود تغيير و تبديل نمائيم . زيرا شريعتى كه صد در صد بشرى است و بَشرِ آن شريعت متأثّر از فرهنگ و جامعهء زمان خويش است پس كل فرآوردهء او چه احكام اجتماعى و چه شخصى محكوم و معلول همان تجربه است نه بيشتر و اگر از باب مثال روزى قرائت قرآن با مفاهيمى كه در آن روزگار براى آن افراد جالب و جاذب و فرح بخش مىنمود ، امروزه با توجّه به تغيّر و تبدّل اوضاع و احوال زمانه ديگر آن جاذبه را نخواهد داشت و محكوم به فناء و بطلان خواهد بود . و اگر روزى نماز براى افرادى در زمان نزول وحى موجب رقاء و تقرّب و تهذيب بود ، امروزه بشر با رشد و ترقّى عقلانى و علمى خود از انجام امورى كه موجب اتلاف وقت و صرف عمر در امور
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 550
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٥٠