تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
قضاياى مربوط به عالم قيامت بر يك شيوه و منش خاصّ صورت پذيرد ، امّا اراده پروردگار در نزول وحى نسبت به همان قضايا و حقائق نحو ديگرى باشد آيا اين ممكن است ؟ يعنى پيامبر الهى و يا اولياى حقّ كه چشم ملكوتى آنها نسبت به عالم آخرت و يا قضاياى عالم دنيا باز شده است ، حقيقتى را كه در درون خود مشاهده مىكنند به يك نحو باشد و وقتى با آن حقيقت در خارج روبرو مىشوند او را به شكل و صورت ديگرى درست خلاف صورتى كه در وحى ديده‌اند مشاهده كنند ، آيا اين مسأله معقول است ؟

صاحب مقاله كلام مرحوم علامه طباطبائى را درست نفهميده است

بارى مرحوم علّامه طباطبائى چنانچه صاحب مقاله فرمايش او را در مقابل قرآن مىفهمد و او را به اتّهام روىكردى معارض با قرآن متّهم مىكند و آنگاه نتيجه مىگيرد كه وحى با تخيّل و صورت‌پردازى پيامبر نازل شده است نه به سيره و روش طبيعى و اصلى خود ، سخنى غير از آنچه در قرآن بدان تصريح شده است ندارند . مگر در خود قرآن تصريح نشده است كه ملائكه به صورت انسان بر زمين نازل شده‌اند اگر در يك آيه از بال ملائك سخن رفته است در موارد مختلف از تمثّل بشرى فرشتگان صحبت شده است . پس چگونه است كه ما بايد از اين همه آيات چشم بپوشيم و فقط آيه‌اى را كه از بال ملائكه سخن به ميان آورده است بگيريم و سخن خود را بر اساس تفسير غلط و باطل از آيه كه صورت‌سازى نفس پيامبر است به كرسى بنشانيم ؟ روح كلام و جان بيان مرحوم علّامه طباطبائى - رضوان الله عليه - اين است : در مواردى كه ظاهر آيه با برهان فلسفى در تعارض قرار مىگيرد ( نه با توهّمات و تخيّلات و يافته‌هاى علمى در بستر سيّال تغيّر و تبدّل ) چاره‌اى جز تفسير و حمل كلام بارى بر محور و مبناى صحيح نمىباشد . و از آن جمله مسأله بال‌هاى ملائكه مىباشد . از آنجا كه به برهان فلسفى اثبات گرديده ، قواى ملكوتى و مجرّده در هويّت ذات خود فاقد صورت و تركيب مىباشند ، اثبات وجود بال