است كه در كلام شيخ اجلّ محيى الدين عربى - قدّس الله سرّه - نسبت به عين ثابتِ حضرت پيامبر در فصوص الحكم ذكر شده است . چنانچه در برخى از احاديث نيز به اين نكته تصريح شده است ، و مقصود از آيه شريفه : وَ كُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْناهُ فى إِمامٍ مُبين [ 1 ] « و جميع حوادث و وقايع عالم وجود را در نفس امام مبين گردآورى نموديم » و منظور از مبين در اين آيه به معناى آشكار كننده و صورت دهنده و ظاهر كنندهء در عالم خارج است .
حقيقت وحى امرى مجرد و بىصورت و شكل است
تا اينجا در مطلب مشكلى پيش نمىآيد و در اين قسمت اعتقاد ما با عقيده صاحب مقاله نسبت به مجرّد بودن وحى و بىصورت و شكل بودن آن تفاوتى ندارد ، ما نيز معتقد به وحى بىهيئت و مثال و محدود به قيود زمان و مكان مىباشيم ، و اشكال در ترسيم وحى از ناحيهء صاحب مقاله از اينجا به بعد شكل مىگيرد و ما نيز به نوبه خود نقد را در همان نقطه افتراق وارد مىكنيم .
بر اساس مطالبى كه در كيفيّت رتبهبندى عوالم ذكر شد و علّيّت هر مرتبه نسبت به مرتبه پائين مشخّص گرديد ديگر جاى ابهام و اجمالى باقى نمانده است كه اسماء و صفات كلّيّه الهيّه از قبيل اسم حىّ ، عليم ، قدير ، مريد ، يا همچنين وصفِ خالق و مصوّر و مُنشِأ و قهّار و رازق و . . . مصدر و سرچشمهء اصلى همه تعيّنات و تشخّصات در عالم وجود مىباشند و هر موجودى كه پا به عرصهء عالم چه عالم مجرّد و چه عالم صورت و مادّه بگذارد طبيعتاً و لاجرم از همان مصادر اوّليّه كلّيّه اسماء و صفات نشأت گرفته و به هر مرتبه و درجهاى كه براى او تعيين شده است نزول پيدا مىكند . و در همان جا مستقرّ مىشود و طبيعتاً چه در نقطه استقرار و چه در اطوار و حدود عرضى ، تابع اجتماع و تركيب سلسله علل و اسباب خويش مىباشد .
هامش
[ 1 ] - سوره يس ( 36 ) ذيل آيه 12 .