تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
بنابراين همه اين حقائق و حوادث كه در عالم وجود ، ما آنها را با صورت و هيئت و مادّه مشاهده مىكنيم و حقيقتاً نيز چنين هستند ، آنها در اصل و مبدأ خود بىصورت و بىهيئت و بىشكل مىباشند . مثلًا صحنهء تصادفى را كه ما مشاهده مىكنيم ، ماشينى با چنين سرعت و چنين راننده و در مكان مشخّص و زمان مشخّص فردى را زير مىگيرد و آن فرد در دم جان مىسپارد ، اين صحنه گرچه اكنون در مقابل چشمان ما صورت و هيئت مادّى دارد و لاجرم به جهت مادّه بودن آن بايد در مكانى خاصّ و نيز زمانى مشخّص اتّفاق افتد و يك ثانيه زودتر از موقع مقرّر و يك سانتىمتر جلوتر و عقب‌تر از مكان مخصوص ممكن نيست اتّفاق افتد ولى همين صحنه تصادف در عالم صورتِ بىمادّه كه از آن به مثال منفصل و برزخ تعبير مىشود مشروط به مكانى خاصّ و زمانى خاصّ مثل مكان و زمان عالم مادّه نيست ، و گرچه خود آن صورت در عالم مثال در مكانى و زمانى مشخّص محقّق مىشود ولى بين آن زمان و مكان با زمان و مكان مادّى تفاوت بسيار است و از اين جا است كه ما در خواب و يا در مكاشفه يك هفته و يا يك ماه و يا بيشتر قبل از وقوع سانحه آن را مشاهده مىكنيم . اين شهود از كجا سرچشمه مىگيرد ؟ حادثه‌اى كه در عالم خارج هنوز اتّفاق نيفتاده است از كجا ما خبردار مىشويم و پس از گذشت روزها و بلكه ماه‌ها آنچه در عالم رؤيا و يا مكاشفه ديده بوديم واقع مىگردد و براى اولياى خاص حضرت حقّ صدها و هزاران سال پيش و پس روشن و آشكار است اين اطّلاع و علم و معرفت با اين وضوح و آشكارى از كجا آمده است ؟ شرح اين مطلب به طور مبسوط در فصل علم گذشت و در آنجا واضح شد كه عالم مثال و بالاتر از آن ، عوالمى ثابت و لايتغيّر مىباشند به خلاف عالم مادّه كه اصل تغيّر و تحوّل ، ذاتى و لازم لاينفكّ آن است ، و به همين جهت ما از