و هيئتى مبدّل و متحوّل مىنمايند به نحوى كه آن واقعيّت را اگر پيامبر در خواب مىديد چگونه داراى صورت و هيئت خاصّ مشاهده مىنمود ، اكنون نيز به واسطه وحى به همان صورت و هيئت مخصوصه مشاهده مىكند بدون ذرّهاى نقصان و زياده ، كه در واقع حقيقت مكاشفات به اين نكته باز مىگردد ولى ما به آن مكاشفات وحى نمىگوئيم درحاليكه حقيقتاً آنها مشمول قاعده وحى مىشوند .
كيفيّت تشكّل و صورتبندى حقائق بر اساس واقعيتهاى نهفته
نكتهاى مهمّ در اينجا وجود دارد كه بستگى تامّ به بحث نزول وحى دارد و آن كيفيّت تشكّل و صورتبندى حقائق بر اساس واقعيّتهاى نهفته و پنهان از انظار است .
مطلبى كه از ديدگاه بسيارى از افراد مستور و مخفى مانده است ، تقدير و مشيّت الهى در صورتگرى حقائق و امور باطنى و غرائز و صفات به صورتهاى مختلف است . مثلًا تقدير الهى در نزول فيض علمى و معرفتى به صورت شير در عالم مثال و برزخ است و يا فيضان نور و بهاء از جانب پروردگار در عالم مثال به شكل آب مىباشد و يا ثروت به صورت ماهى و يا تعلّق به دنيا به صورت مار و يا دريوزگى و فقر به صورت موش و همچنين بىغيرتى و شهوترانى در افراد به صورت خوك و قساوت و درندگى به شكل گرگ و پلنگ و مسخرهبازى و انجام امور كودكانه و ابلهانه به صورت ميمون و نفهمى و بلاهت به شكل الاغ و در مقابل ، صفات و ملكات حسنه به صورى چون گل و كبوتر و غزال و پرندگان خوش رنگ و نگار متصوّر مىگردند و از اين باب است افرادى كه در خواب و مكاشفات به صورتهاى حيوانات وحشى ظاهر شدند كه حكايت از خبث باطن و اشتغال به امورى ناپسند و مذموم دارد .
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در عالم رؤيا مشاهده كردند كه تعدادى ميمون از منبر او بالا مىروند و مردم را به خلاف جهت قبله دعوت و سوق مىنمايند و پس از بيدارى به مردم فرمودند :