تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
صورت و حتّى بدون معناى جزئى و محدود است و همين حقيقت رقيقه است كه تمام حقائق مقيّده و محدوده تعيّنى را در صرافت و بساطت خود هضم و حلّ نموده است بدون اينكه نه خللى بر بساطت او وارد آيد و نه قيد و حدّى از آن تعيّنات و تشخّصات برداشته شود و اين معناى مقام جمع است كه جنبه واحديّت را در دو حيثيّت اطلاق و تقيّد محفوظ مىدارد . و جميع تعيّنات با حفظ حدود خود در آن مقام جمع وارد و از آن مرتبه تُهى نمىباشند . پس از وضوح اين مسأله حقيقت وحى چنانچه مذكور شد مفهوم و جايگاه خود را در نظام هستى باز مىيابد و اينكه در كدام مرتبه از اين مراتب ذكر شده واقع است . آيا وحى به صورت مادّه و جسم در عالم خارج تجلّى و ظهور مىيابد يا به صورت مثال و صورت بدون جسم و يا به صورت معنا و مفهوم بدون صورت و يا به نحو اسم كلّى و يا صفت كلّى كه حقيقت تجرّد تامّ و تعيّن اطلاقى و شمولى است ؟

وحى واقعيّتى است محدود و مقيّد و داراى ابعاد مختلف

با توجّه به توضيحى كه داده شد روشن مىگردد كه وحى قطعاً نمىتواند از قسم و مرتبه اسم كلّى و صفت كلّى و عامّ باشد زيرا اسماء كلّيّه و صفات نامتناهى حضرت حقّ محدود به معنا و مفهوم مقيّد نيستند بلكه حقيقتى والاتر و عالىتر از حدود و قيود مىباشند درحاليكه وحى واقعيّتى است محدود و مقيّد و داراى ابعاد مختلف و اختلافات متنوّع در ماهيّت‌هاى گوناگون و هويّت‌هاى متمايز . وحى در امور اخلاقى با وحى در احكام تكليفى الزامى متفاوت است . وحى در احكام اعتقادى با وحى در تكاليف ظاهرى فرق مىكند . وحى در اخبار از وقايع خارجى مادّى با وحى از حقائق مثالى و برزخى دو گونه است ، وحى در مفاهيم كلّيّه عقلانى و رقائقِ دقائق اسمى و وصفى با وحى در مسايل جزئى اختلاف در بىنهايت دارند و همين طور . بنابراين وحى نمىتواند ابتداءً داراى صورت باشد چه صورت حُكمى و چه صورت حادثه تكوينى . و اين مرتبه را لوح محفوظ گويند و اين همان رتبه‌اى