كيفيّت نزول يك واقعيّت مجرّده به صورت حادثه و پديده و يا دستورالعملهاى الزامى و اخلاقى به طور تفصيل بيان شد .
شكّى نيست كه بعضى از حقائق عالم خارج به واسطه تعلّق به مادّه و صورت و جسمانيّت ، از صورت و تشكّل ظاهرى و مادّى برخوردارند و داراى آثار مادّه و لوازم آن مىباشند چون مكان و زمان و غيره ، و برخى از حقائق وجود بدون تعلّق به جسم و مادّه در صورت و هيئت قالب مثالى بوده بدون اينكه مشمول لوازم مادّه و طبع گردند ، يعنى در عين دارا بودن صورت و شكل ظاهرى مانند صور و اشكالى كه در دنيا وجود دارند آنها نيز به همان هيئت و ماهيّت در قالب مثال تحقّق دارند مانند صور و اشكالى كه ما در خواب و يا برخى از افراد در مكاشفات مشاهده مىكنند و نيز صور و اشكالى كه در مثال متّصل ما در ذهن و نفس نقش مىبندند كه يا حكايت و اخبار از يك واقعيّت جسمانى را در خارج مىكنند و يا خود متولّد و پرداخته ذهن بدون واقعيّت خارجى است چنانچه مشاهده مىشود بسيارى از اطفال در تبيين صور ذهنيّه مطالبى خلاف واقع بيان مىكنند درحاليكه آن لحظه واقعاً و حقيقتاً آن طفل به صورتى كه در ذهنش نقش بسته است مطمئن و متيقّن است ، و هيچ شكّى در صحّت آن اشكال ندارد .
حقائق داراى واقعيت خارجى ولى بدون شكل و صورتاند
و مرتبهاى بالاتر از اين مرحله است كه حقائق داراى واقعيّت خارجى ولى بدون شكل و صورتاند و اين مرتبه از نقطه نظر رُتبى علّت آن دو مرتبه پائينتر است ، همانطور كه مرتبه مثال علّت وجود مرتبه جسم و مادّه است . و بالاتر از اين مرتبه ، كه مرتبه اسماء كلّيّه و صفات كلّيّه حقّ است حتّى همين معانى بدون صورت و حقائق بدون شكل نيز وجود ندارند بلكه در آن رتبه نور محض و بهاء محض و علم محض و قدرت محض است كه اين اسماء و صفات همه لازمه ذات پروردگار و اثر لاينفكّ از هويّت حقّ است چنانچه خود ذات پروردگار حقيقتى متعالى و أعلى از اسم و رسم است و مقتضى تجرّد تام و هويّتى بدون