امّا در قضيّه طوطى اين حيوان صرفاً مقلّد است و فعل او از روى اختيار نيست بلكه فعل ، فعل غير است و او آن را بدون فهم و شعور و بدون ادراك كنه و واقعيّت آن تقليد مىكند و در فرق بين اين روش و رجحان دأب و ديدن زنبور بر تقليد كوركورانه طوطى به شعر حضرت حافظ و مولانا اشاره مىكند كه مىفرمايند :
در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند * آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم [ 1 ]
و آنگاه كلام حضرت مولانا را مىآورد كه مىفرمايد :
گيرم اين وحى نبىّ گنجور نيست * هم كم از وحى دل زنبور نيست [ 2 ]
پاسخ به صاحب مقاله در تفاوت گذارى بين زنبور مولّد و طوطى مقلّد
گرچه گويند در مثال مناقشه نيست و لكن از آنجا كه مقصود گوينده از مثال طوطى و زنبور تصوير وحى رسول خدا در قالب تشابه با زنبور است كه چنين تشابهى در طوطى نيست زيرا طوطى مقلّد است و زنبور مولّد و رسول خدا مولّد است نه مقلّد از جبرائيل و غيره ، بايد گفت : متأسفانه ايشان مقصود و مفهوم كلام خواجه شيراز را در نيافته است و الّا تمثيل به طوطى مىنمود .
در توضيح اين نكته ابتداءً به مسأله وحى و تحقق ظهور خارجى آن در دو حيوان به نام زنبور و طوطى اشاره مىشود كه چگونه تصوير وحى در درخت آلبالو و زنبور عسل و طوطى تفاوتى نخواهد داشت .
از مطالب و نكاتى كه در فصل مربوط به وحى گذشت ، روشن شد كه حقيقت وحى ايداع و نهادينه كردن يك واقعيّت تكوينى بر اساس روش و شيوهء خاصّ است و اين واقعيّت تفاوتى را در مصاديق مختلفه و موارد متفاوته ايجاد نمىكند . در اين تفسير وحى به معناى روش و برنامهاى است كه قطعاً مورد نظر و خواست پروردگار مىباشد ، چه اين روش جهت انجام امور تكوينى معيّن شده
هامش
[ 1 ] - ديوان حافظ ، بيتى از غزل 366 .
[ 2 ] - مثنوى معنوى ، دفتر پنجم .