پرده بر نداشت ؟ آيا از مسأله غصب خلافت پس از فوتش در جاى جاى حضورش در ميان مردم اطّلاع نداد ؟ آيا از شهادت فرزندش حسين بنعلى خبر نداد ؟ آيا از قضيّهء امامت و خلافت دوازده نفر از خاندانش تا مولد آخرين آنها حضرت مهدى ارواحناه فداه سخن نگفت ؟ آيا از مكان دفن و كيفيّت شهادت ذرارى خود حرفى به ميان نياورد ؟ عجبا از اين همه جهالت و نابينائى ! اگر شما مىخواهيد تحريف در دين خدا به وجود آوريد و به قول خودتان بسيارى از احكام را كه نصّ صريح متون دينى ما است به مطابقت با فرهنگ روز متحوّل و متغيّر نمائيد ، چرا به اين ادلّه واهيّه و بهانههاى ابلهانه و خردستيزانه دست مىآويزيد ؟ خيلى رُكّ و آشكار بگوئيد : ما اين احكام را كه مربوط به عصر جاهليّت و فرهنگ آن زمان است قبول نداريم و از جانب خود مىخواهيم دين جديد و مورد پسند نسل امروز ( نسلى كه شرحش در صفحات پيش گذشت ) تدوين كنيم ، كه در اين صورت زحمت ديگران كمتر مىبود ، شما با زير سؤال بردن قرآن و آن را به يك كلام عادى بشرى تنزّل دادن به دنبال چه مطلبى مىگرديد و چه هدفى را دنبال مىكنيد ؟ زهى خيال باطل و توهّم عاطل .
اى مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه تست * عرض خود مىبرى و زحمت ما مىدارى [ 1 ]
سرّ انحطاط و انحراف جدّى علمى و اعتقادى عدهاى از محصّلين
به ياد مىآورم مرحوم علّامه والد - قدّس الله سرّه - پيوسته مىفرمودند :
آنهائى كه تحصيلاتشان نه بر پايههاى متقن و رصين بلكه بر اساس صرف اوقاتى چند در اين كلاس و آن كلاس و چند روزى به اين درس و چند صباحى به جائى ديگر مىروند عاقبت به انحطاط و انحرافات جدّى علمى و اعتقادى گرفتار مىگردند و از اين نمونه مثالها مىزدند و مصاديقى
هامش
[ 1 ] - ديوان حافظ ، بيتى از غزل 452 .