صفحهاى با گذران از صفحه قبل براى خواننده ظاهر خواهد شد . ولى براى كسى كه خود ، اين كتاب را تأليف كرده است چطور ؟ آيا براى او هم ، مطالبى كه در صفحات اوّل است نسبت به مطالبى كه در اواخر كتاب است تقدّم دارد ؟ و تا نويسنده نسبت به مطالب ابتداى كتاب آگاهى نيابد نمىتواند مطالب اواخر كتاب را در نفس و ذهن و ضمير خود احضار كند ؟ !
پس اين سخن چقدر باطل و مهمل است كه بگوئيم : چون پيامبر از نفس خود و از درون ضمير خود وقايع و حوادث را جستجو مىكند نه از جاى ديگر ، پس اين حوادث كه برخاسته از نفس و طبيعتى است كه متناسب با فرهنگ و سيرهها و روشها و اعتقادات قومى و بومى عصر خود شكل گرفته است بايد خُرافى و خلاف واقع و در نتيجه به كنارى گذارده شوند .
تشبيه صاحب مقاله مسأله وحى را به زنبور عسل و طوطى
و امّا تشبيه صاحب مقاله مسأله وحى را به زنبور عسل و توصيه ايشان كه بايد به جاى طوطى در مسأله وحى به زنبور مثال زد تا كيفيّت و هويّت تشبيه متناسب شود ، محلّ تأمّل و نقد مىباشد .
ايشان در اين فرض ، طوطى را حيوانى فاقد ادراك و تصميم و اختيار و گزينش مىپندارند و بالعكس نسبت به زنبور نظرى مشابه با وحى ابراز مىكنند كه زنبور ، با افاضه ادراك و شعور در كيفيّت استحصال عسل به روش گزينشى و انتخابى در بهرهگيرى از شهد گلها مىپردازد و خود تك تك گلها و گياهان را تجربه مىكند و هر كدام را كه ميل يعنى همان غريزه خدادادى او پسنديد بر مىگزيند و هر كه را نپسنديد رها مىكند و از آن درمىگذرد و همه اينها هم كار زنبور و هم كار خدا است ، هم مربوط و منوط به اختيار و انتخاب زنبور است و هم مربوط و متعلّق به اراده و مشيّت پروردگار ، و نسبت استحصال عسل هم به زنبور جائز و روا است و هم به پروردگار و هيچ تفاوتى در اين مطلب بين دو انتساب وجود ندارد .