برمىشمردند .
آرى مثال درخت از ابن عربى است امّا كدام درخت ؟ درختى كه در قرآن مىفرمايد : مثل و داستان همانند
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَة طَيِّبَة كَشَجَرَة طَيِّبَة أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِى السَّماءِ ، تُؤْتى أُكُلَها كُلَّ حينٍ بِإِذْنِ رَبِّها . [ 1 ]
« ( اى پيغمبر ! ) آيا نديدى چگونه خداوند مثلى را زده است ؟ ! قرار داده است كلمهء طيّبه را مانند درخت طيّب و پاك و بىآلايش كه ريشه آن در زمين مستقرّ و شاخ و برگ آن در آسمان است و به اذن پروردگار و به اراده او ميوه و نتيجه آن به طور مستمرّ و پايدار در هر لحظه و هر فرصتى براى طالبين و پويندگان فراهم و مهيّا است . »
در تمثيل محيى الدين عربى نفس ولىّ خدا ( كه مظهر جامع و تمام او رسول گرامى اسلام است ) به درخت و ثمرهء آن بايد اين نكته را در نظر گرفت كه طبق تصريح او اين درخت نه تنها در زمان نزول وحى بلكه تا خدا خدائى مىكند ميوه و اثرش همچنان بر عوالم وجود سارى و جارى است ، و در اين فيضان فيض وجود هم بر حسب ميزان ادراك و شعور اهل زمانه ، افاضه دارد و هم بر مقدار و مرتبه اهل زمان هزاران سال بعد و در اين مرتبه از عين ثابت بر طبق موازين فلسفى و عقلى گذران زمان مدخليّتى ندارد و چه يك ثانيه و چه صد ميليارد سال بعد همه در يك سطح از ثبوت و استقرار قرار دارند . همچون مطالبى كه در يك كتاب پانصد صفحهاى مندرج است ، آيا مىشود گفت كه مطالب صفحه اوّل نسبت به مطالب صفحه صدم و يا پانصدم از نظر خود مطلب نه از جهت شمارش مقدّم و يا مؤخّر است ؟ بلى براى كسى كه بخواهد آن صفحات را مطالعه و قرائت كند بايد از صفحه اوّل شروع كند و يكى پس از ديگرى تا به آخر برسد و شماره هر
هامش
[ 1 ] - سوره إبراهيم ( 14 ) ، ذيل آيه 24 و صدر آيه 25 .