شفّاف و صيقل يافته نمودار مىشود كه اين صورت خود اوست نه چيز ديگر . مگر اينكه محلّ و يا جايگاهى كه صورت نفس خود را در آن ديده است به واسطه دگرگونى اين محلّ و جايگاه آن هم دگرگون شود . »
استشهاد صاحب مقاله به عبارت شيخ اكبر محيى الدين بىربط است
در اينجا مشاهده مىكنيم صاحب مقاله شاهدى را كه براى اثبات مدّعايش آورده چقدر از قضيّه پرت و بىربط است و اصلًا ارتباطى با مطلوب و مدّعاى او ندارد .
محيى الدين با صراحت در فقرات گذشته توضيح مىدهد كه سالك به واسطهء قرب به ذات حقّ و اطّلاع بر اسماء و صفات كلّيّه از سرّ قَدَرْ و اسرار نظام خلقت مطّلع مىگردد و از آن وديعهء الهيّه كه پيوند او را با آنچه در نظام هستى با آن مواجه مىشود چه از حوادث و وقايع عالم مادّه و دار دنيا و چه از مواجهه با مراتب كشف در سير عرضى اسماء و صفات كلّيّه در عوالم ربوبى و نيز عالم آخرت ، تشكيل مىدهد و همه آنها در لوح محفوظ ثبت و ضبط است ، با خبر مىگردد و در اين علم و اطّلاع كه منشأ آن افاضهء ربوبى است و سبقت عِلّى بر نفس و ذات سالك و و اصل به حريم تجرّد و توحيد دارد با نفس علم پروردگار تفاوتى نخواهد داشت ، زيرا هر دو علم يك منشأ دارد و يك ريشه دارد و يك چشمه دارد و آن افاضه علميّه حقّ است در ظرف لوح محفوظ و چون رسول خدا كه خاتم رسل و ولىّ مطلق پروردگار كه خاتم اولياء است ، حائز مرتبت جمعيّت و احديّت است بنابراين تمام اعيان ثابته از عين ثابت او ظهور پيدا كرده است و آنچه در عالم هستى ازلًا و ابداً از اراده و مشيّت خداوند نشأت گرفته و در بىنهايت ادامه خواهد يافت از ظهور عين ثابت رسول خدا است ، پس اطّلاع رسول خدا به عين ثابت خودش ، يعنى اطّلاع آن حضرت بر جميع ماسوى الله تا ابديّت . و هر چه رسول خدا و يا هر ولىّ ديگر الهى به آن كشف علمى و عينى دست يابد از دريچه عين ثابت خود اوست نه اينكه از جاى ديگر به او وارد