و دوئيّتى در اين بين وجود ندارد و آن عبارت است از همان صورت حقيقى معلوم كه در علم عنائى حقّ ثابت و مستقرّ است ، الّا اينكه اين علم كه ولىّ خدا نسبت به عالم مشيّت حاصل نموده است به واسطه عنايت و لطف الهى به او اعطاء شده است و از اين جهت بر علم او به ذاتش سبقت عِلّى دارد . »
در اينجا ملاحظه مىكنيد كه حضرت شيخ اكبر صراحتاً مىفرمايد : علمى كه ولىّ الهى بر اسرار عالم حاصل نموده است همان عنايت و لطف حضرت حقّ است نسبت به او كه او را بر اين مسأله واقف كرده است و آن علم سبقت دارد بر علم آن شخص به ذات خود و آن علم از عالم سرّ مكنون كه علم عنائى حقّ است بر ضمير عارف كامل افاضه مىشود ، و هيچگاه عارف كامل از پيش خود بدون سبقت عنايت و لطف حقّ بر حقائق اسرار وجود مطّلع نخواهد شد . و لذا مرحوم ملا محسن فيض در تفسير صافى [ 1 ] و ابن ابىالجمهور احسائى از امام أميرالمؤمنين و جعفر بن محمّد الصادق عليهمالسّلام روايت كردهاند كه فرمودند :
الصورة الإنسانيّة هى أكبر حجّة الله على خلقه ، و هى الكتاب الذى كتبه الله بيده و هى الهيكل الذى بناه بحكمته ، و هى مجموع صور العالمين ، و هى المختصر من اللوح المحفوظ ، و هى الشاهد على كلّ غائب ، و الحجّة على كل جاحد ، و هى الطريق المستقيم إلى كلّ خير ، و هى الصراط الممدود بين الجنّة و النار [ 2 ]
« حقيقت انسان ( كه همان مقام جمعى خليفة اللّهى است ) بزرگترين و قوىترين حجّتهاى خداوند بر خلائقش مىباشد و بالاتر از او دليل و راهنمائى به ذات مقدّسش نمىباشد . و اين صورت انسانيّت همان كتاب تكوين است كه خداوند بدون واسطه آن را با دست قدرت خود به رشته تحرير در آورده است و همان قامتى
هامش
[ 1 ] - تفسير الصافى ، ج 1 ، ص 92 قسمت اول روايت را آورده است .
[ 2 ] - تفسير القرآن الكريم ، ( صدرا ) ، ج 3 ، ص 102 ؛ كلمات مكنونه ، ملا محسن فيض كاشانى ، ص 120 ؛ تفسير المحيط الأعظم و البحر الخضم ، ج 1 ، ص 254 ؛ و ج 2 ، ص 416 .