تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
بصيرت واصل‌تر از اين گروه نمىباشند ، گروهى كه بر سرّ و حقيقت پنهان قَدَر ( مشيّت و اراده الهى ) دسترسى پيدا كرده‌اند . » سپس در شرح حالات اين فرقه از اهل معرفت و اولياى الهى چنين توضيح مىدهد : و هم على قسمين : منهم من يعلم ذلك مجملًا ، و منهم من يعلمه مُفَصَّلًا ، و الذى يعلمه مفصلًا أعلى و أتم من الذى يعلمه مجملًا ، فإنّه يعلم ما فى علم الله فيه إما بإعلام الله إياه بما أعطاه عينُه من العلم به ، و إما أن يكشف له عن عينه الثابتة و انتقالات الأحوال عليها إلى ما لا يتناهى و هو أعلى : فإنه يكون فى علمه بنفسه بمنزلة علم الله به لأن الأخذ من معدن واحد و هو العين المعلومة إلا أنه من جهة العبد عناية من الله سبقت له . [ 1 ] « و اين افراد بر دو قسم مىباشند ، برخى از اين اشخاص اطّلاع بر سرّ قدر را به نحو اجمال به دست مىآورند و بعضى ديگر به نحو تفصيل بر اسرار مشيّت حقّ مطّلع مىگردند و آن گروهى كه اطّلاع بر اسرار خلقت مىيابند به نحو تفصيل أعلى و تمام‌ترند از آن كسانى كه به طور اجمال مطّلع مىگردند . و گروهى كه اطّلاع تفصيلى بر سرّ قدر مىيابند يا به واسطه علمى است كه از ناحيه پروردگار به آنها عطاء مىشود و آنان را بر اسرار قدر آگاه مىسازد و يا اينكه خداى متعال پرده از عين ثابت او برمىدارد و تمام حوادث و جرياناتى كه بر عين ثابت او نسبت به حقائق عالم هستى مىگذرد بر او روشن و آشكار مىشود . و اين فرد از فرد اوّل بلند مرتبه‌تر است زيرا علم و معرفتى كه اين ولىّ الهى به ذات خود پيدا مىكند كه همان عين ثابت اوست ، مانند علم خداى متعال به عين ثابت و ذات اوست زيرا هر دو علم ( چه علم آن ولىّ الهى به ذات خود و چه علم بارى تعالى به ولىّ و عبدِ عارف خود ) از يك سرچشمه نشأت مىگيرد
هامش
[ 1 ] - همان مصدر ، ص 103 .