الكترونى كه آن ابرها هم حدود معينى ندارند و فقط از احتمال كمتر و بيشتر وجودشان درين جا و آن جا مىتوان سخن گفت و چون ارّهاى در ميزى چوبين فرو رود ، ابرى است كه با ابر ديگرى در مىپيچد و . . .
همين طور است قصّه فرشتگان براى عوام و خواصّ .
در خبرها آمده است كه جبرائيل ششصد بال يا ششصد هزار بال دارد و پيامبر در معراج او را به همين صورت مشاهده كرد . قرآن هم مىگويد أُولى أَجْنِحَة مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباع [ 1 ] ( فرشتگان دو باله و سه باله و چهار باله ، سوره فاطر ) عموم مفسّران و عامّه مقلدانشان اين گفتهها را به معناى ساده و آشكار آن فهميدهاند و حقيقتاً فرشتگان را پرندههائى بالدار پنداشتهاند كه ميان زمين و آسمانها در پريدناند . در اين ميان امام فخر رازى مفسر و متكلّم ( قرن ششم هجرى ) با احتياط و ترس ، مىنويسد كه شايد غرض از بال ، نيروها و كاركردهاى مختلف فرشتگان باشد چون رزقرسانى و جانستانى و . . . و وقتى نوبت به صاحب الميزان مىرسد اين رأى آشكار و دليرانهتر بيان مىشود و او با به ميان كشيدن يك نظريّه زبانى - تفسيرى ، صريحاً مىنويسد كه فرشتگان از جنس اجسام نيستند تا بال داشته باشند ، بلكه منظور از بال همان غايت و غرضى است كه بر بال مترتّب است ، يعنى خدماتى كه مىدهند و نقشهائى كه ايفا مىكنند . و مىافزايد كه بلى در خيال پيامبر ، فرشتگان بالدار مىنمودند امّا اين صورت راستين آنان نبود ، همچنان كه فرشته نزد مريم و آتش نزد موسى و موارد ديگر .
يعنى قرآن به روشنى مىگويد فرشتگان دو بال و سه بال و چهار بال دارند ، اما طباطبائى مىگويد : اين ممكن نيست ، آنها در خيال پيامبر دو بال و سه بال و چهار بال دارند نه در واقع . و البته اين فقط طباطبائى او در سنّتى گام برمىدارد و از اصولى فلسفى پيروى مىكند ، و اقتداء به فيلسوفانى ( چون فارابى و خواجه نصير ) مىبرد كه جز اين مقتضاء منتهائى ندارد .
هامش
[ 1 ] - سوره فاطر ( 35 ) آيه 1 .