امّا بزرگان از عرفاء و اولياى الهى هيچگاه آن حضرت را در پس پرده غيبت نديدند و نمىبينند . آنان پيوسته با حضور آن حضرت در مرأى و منظر خود روز و شب مىگذرانند و با او پيوسته مصاحب و قريناند و نه با فكر و خيال كه با حسّ و وجدان و شهود او را مسّ مىنمايند و با زبان حال به ما مىگويند :
اى مساكين ! حال كه شما مانند ما از نعمت حضور و شهود آن بزرگوار محروم مىباشيد و توان وصول به اين مرتبه از معرفت را نداريد ، لااقل ارتباط خود را با ولىّ زمان مانند شخص كورى كه قادر بر رؤيت اشياء دور خود نيست امّا وجود آنها و آثارشان را احساس مىكند ، قرار دهيد و وجود آن حضرت را همراه با خود و در جنب خويش تصوّر نمائيد ، گرچه او را با چشم ظاهر و چشم قلب مشاهده نمىكنيد .
و امّا مطلب ديگرى كه صاحب مقاله در بيان مدّعاى خويش مبنى بر دخالت شخصيّت و فرهنگ و قوميّت رسول خدا مطرح كرده است ، آيهاى است در قرآن كه ملائكه را داراى بالهائى به شكل و شمايل پرندگان مىشمارد و كلام علّامه طباطبائى را حمل بر صدق مدّعاى خويش دانسته است و ما تمام آن مطلب را گرچه قدرى به درازا خواهد كشيد در اينجا مىآوريم و سپس به نكات مثبت و منفى آن مىپردازيم .
كلام صاحب مقاله ذيل آيه : اولِى أجنِحَة مَثنَى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
. . . مثال درخت هم از ابنعربى است كه در فصّ شيثى فصوص الحكم مىگويد :
فمن شجرة نفسه جَنَى ثمرة غرسه [ 1 ] اهل كشف ميوهء مشاهده را از درخت شخصيّت خويش مىچينند . بلى نحل آيتى است براى اهل نظر و اگر
هامش
[ 1 ] - فصوص الحكم ( شرح قيصرى ) ص 480 ؛ فصوص الحكم ، متن ص 66 : فمن شجرة نفسه جنى ثمرة علمه .